|
ز دستم برنمیخیزد که یک دم بیتو بنشینم
|
به جز رویت نمیخواهم که روی هیچکسبینم
|
سعدیه، آرامگاه شیخ شرفالدین مصلحالدین سعدی شیرازی که امروز شیخ در آن آرمیده و زیارتگاهمشتاقان شعر و اندیشه اوست، در روزگار شیخ، خانقاه او بوده است.
پس از درگذشت وی، برای نخستین بار در قرن هفتم، مقبرهای بر فراز قبرش توسط خواجه شمسالدینمحمد صاحبدیوان وزیر معروف آباقاآن احداث شد. در سال ۹۹۸ هـ.ق. نیز به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمرانفارس، خانقاه شیخ ویران شد و اثری از آن باقی نماند. در سال ۱۱۸۰ هـ.ق. به دستور کریم خان زند، عمارتیباشکوه از گچ و آجر بر فراز مقبره شیخ بنا شد. در دوره قاجاریه این بنا توسط فتحعلی خان صاحبدیوانمرمت شد و چند سال بعد نیز حبیب الله خان قوام الملک دستور تعمیر و ترمیم آن را صادر نمود. تولیت این بنابه آخوند ملا زین العابدین شیرازی سپرده شد. این بنا تا سال ۱۳۲۷ هـ.ق. برپا بود. در سال ۱۳۲۹ هـ.ق. علیاصغرحکمت با همیاری انجمن آثار ملی ایران، بقعه کنونی را ایجاد نمود. در سالهای اخیر نیز تعمیراتی در فضایسعدیه و نیز حوض ماهی به وسیله سازمان میراث فرهنگی فارس انجام شده است. با توجه به اهمیت نقشسعدی در فرهنگ ایران اسلامی و ضرورت توجه ویژه به آرامگاه او و ساخت مرکز سعدیشناسی و دیگرنهادهای فرهنگی و پژوهشی از جمله کتابخانه تخصصی، موزه، کلاسهای متن خوانی و سعدیشناسی طرح توسعه آرامگاه سعدی اینک در دستور کار استان و کشور است و امید است با همیاری همه متولیان به ویژهاستانداری فارس، نمایندگان مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی، شورای شهر و شهرداری شیراز،سازمان مدیریت و برنامهریزی، سازمان مسکن و شهر سازی، سازمان میراث فرهنگی و سعدی دوستان وسعدی پژوهان این امر به سر منزل مقصود رسد.
بیشک، سعدی شیرازی، ربالنوع ادب پارسی، یگانهای است که سِحر کلامش پس از گذر قرنها،مخاطبانش را پیوسته مسحور میکند. بزرگی است که فرهیختگی و روشننگریاش بر همگان هویدا است، آنهم به گاهی که پیشتازان علم و بینشِ روزگارانش، نه تنها خود به درونمایه متعالی اندیشههای او دست نیافتهبودند و از تسامح و تساهل ایرانی به گاه قرن هفتم هجری (سیزده میلادی) هیچ نمیدانستند، که خود، همبدانگاه، به جنگ آوریهایی نه چندان خردمندانه، روزگار میگذرانیدند.
اگر چه زیباییهای کلامش را به قدر حظ خویش دریافته و از آن اندک سرمست شدهایم، اما به زبان و نواندیشیاش به گونهای بایسته نپرداختهایم و تساهل و تحرکش را به نیکی درنیافتهایم و نیز فراخیها وتنگناهای سخنش را به نیکی جستجو ننمودهام، راز و رمز حکایتپردازیهایش را، کیفیت تنزیه قدرت ازدیدگاهش را و نیز مرثیههایش را در چارچوب ارتباط زبانی آشکارا نمیدانیم و به فراست در نیافتهایم که درقرنها پیش از این، در این سرزمین حکیمی میزیسته که پیام تجددخواهیاش در فراسوی اندیشههای دیگرروزگاران ره پیموده است و از این رهگذر به همزیستی و تساهل و تسامح اندیشیده است، اما هنوز هم بدانباوریم که خوشه چینان خرمنش به قدر گرانسنگی شیخ، در این پویه، قلم نزدهاند.
جای بسی تأسف است که در سال ۱۳۷۸ هیچ کتابی پیرامون زندگی و آثار شیخ منتشر نشده است و ازمیان ۲۳ عنوان کتاب چاپ اول و ۲۱ عنوان کتاب چاپ دوم با شمارگان ۴۰۰/۲۰۸ جلد بیش از ۱۸۰ هزار جلد آنتجدید چاپ بخشها یا کلیات تصحیح استاد محمدعلی فروغی است که در سال ۱۳۱۹ برای اولین بار منتشرشد و امروز ۶۰ سال از آن روزگار میگذرد.
بایسته است که یاد او و یاد استاد غلامحسین یوسفی را که از برجسته پژوهندگان سعدیشناسی بودندگرامی بداریم و ضمن احترام به آثار ارزشمند آنان، با توجه به ویژگیهای علمی و پژوهشی روزگار ماضرورت تدوین و تصحیح کلیات تازه و علمی از سعدی بزرگ را خاطرنشان کنیم و آمادگی مرکزسعدیشناسی را برای این امر اعلام داریم. امید است که با همدلی و یاری سعدیپژوهان معاصر این امر تحققیابد تا بر اساس آن فرهنگهای لازم سعدیپژوهی سامان یابد.