از آثار تاریخی دوران اسلامی است که در فاصله ۷۱ کیلومتری شمال غربی شهر لامرد و در شمال روستای وردوان قرار دارد. این محوطه در حاشیه دشت واقع شده است.سه آسیاب آبی در این محل، در امتداد هم قرار دارد. بخش تنوره یا برج و دیواری که کانال آبرسانی در سطح آن جریان دارد، در هر سه آسیاب سالم مانده است. هم چنین بخشی از اتاق زیر تنوره در آسیاب شماره دو نیز سالم است. اولین آسیاب در بخش کوهپایه، دومین آسیاب به فاصله ۲۰۰ متر از آسیاب اول در حاشیه دشت و سومین آسیاب به فاصله ۴۰۰ متر در جنوب آسیاب دوم قرار دارد. تنوره هر کدام از این آسیابها به قطر ۵/۲ متر و ارتفاع آنها به ترتیب، آسیاب شماره یک، چهار متر، آسیاب شماره دو، دو متر و از ارتفاع آسیاب شماره سه، یک متر باقی مانده است.در ساخت این سازهها، علاوه بر کاربرد سنگهای لاشه و ملاط ساروج از ملاط گچ و آهک نیز استفاده شده است. احتمالاً ازملاط گچ و آهک در یکی از نوبتهای مرمت این سازهها استفاده گردیده که پس از مشخص شدن عدم کارکرد آن، از کاربرد مجدد آن خودداری شده است.تنوره یا بخش مخزن آب هر کدام از این آسیابها از یک پلان مدور تشکیل شده که در مرکز هر کدام از آنها یک حفره یا یک حلقه چاه مدور به قطر ۸۰ سانتیمتر وجود دارد.
در قسمت پشت تنوره هر آسیاب، یک دیوار به موازات ارتفاع تنوره قرار گرفته که کانال آبرسانی به مخزن در سطح آن قرار داشته است. پهنای دیوار کانال آبرسانی هر کدام از این آسیابها بین ۷۵ تا ۸۰ سانتیمتر است.بخشی از اتاق زیر تنوره در آسیاب شماره دو سالم مانده که این اتاق به ابعاد ۲ در ۳ متر و ارتفاع ۳ متر است. سنگ آسیاب درون این اتاق به قطر یک متر و ضخامت ۲۰ سانتیمتر، هنوز در جای خود باقی مانده است. این اتاق پایینتر از سطح زیرزمینهای اطراف قرار داشته و به همین دلیل در سقف قوسی شکل آن یک نورگیر ایجاد شده است.ارتباط این آسیابها با یکدیگر، از طریق یک کانال آبرسانی است که از آب قناتی در بخش کوهپایه سرچشمه میگیرد و پس از پر شدن مخزن آب آسیاب اول و استفاده از آن جهت تولید نیروی محرک سنگ آسیاب، به مخزن دومین آسیاب و به همین ترتیب سومین آسیاب وارد میشده و پس از استفاده از آب در آسیاب سوم، این آب از طریق کانالی به طرف زمینهای کشاورزی هدایت میشده است. امروزه این مجموعه کارکرد گذشته خود را از دست داده و همین عامل باعث شده تا آب در سطح زمینهای بخش کوهپایه جاری شود و زمینهای این قسمت که دارای ترکیبات آهک و گچ نسبتاً زیادی است، به شورهزارهایی بایر و بیحاصل تبدیل گردد.
منابع: اسناد سازمان میراث فرهنگی استان فارس / تحقیقات میدانی.
کوروش کمالی سروستانی