در گفت‌وگو با دکتر اکبر نحوی به مناسبت انتشار کتاب «شیرازنامه» مطرح شد:

مقالات و اخبار ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰ دقیقه مطالعه

چاپ‌های قبلیِ «شیرازنامه» مطلوب نیست

در گفت‌وگو با دکتر اکبر نحوی به مناسبت انتشار کتاب «شیرازنامه» مطرح شد:«شیرازنامه»ی زرکوب شیرازی کتابی است در ذکر حوادث تاریخی فارس در  دوران اسلامی و معرّفی عده‌ای از دانشمندان و بزرگان این دیار به تصحیح و تو ضیح دکتر ا کبر نحوی که در ماه گذشته توسط دانشنامه فارس چاپ و منتشر شده است. این کتاب که معین‌الدین احمدبن ابی‌الخیر شیرازی معروف به زرکوب در سال ۷۴۵ هجری قمری آن را تألیف کرده، وابسته به سنّت تاریخ نگاری محلّی ایران است و مطالب آن در دو بخش تاریخی و رجال تنظیم شده است. در بخش اول، حوادث تاریخی فارس از سده‌های نخستین هجری تا پایان حکومت ابواسحاق اینجو به اختصار گزارش شده و بخش دوم به معرّفی دانشمندان و بزرگانی اختصاص یافته که از فارس برخاسته و یا مدّتی در آن‌جا زیسته‌اند. «شیرازنامه» پیش از این فقط سه بار تصحیح و چاپ شده است: چاپ بهمن کریمی(۱۳۱۰)، چاپ دکترا سماعیل واعظ جوادی (۱۳۵۰) و چاپ انتشارات فرهنگستان هنر که در سال گذشته توسّط محمّدجواد جدّی و احسان‌الله شکراللهی تصحیح و منتشر شده است. به مناسبت انتشار این کتاب با دکتر اکبر نحوی که از اساتید دانشگاه شیراز هم هست، به گفت‌ و گو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
***
■ آقای دکتر نحوی، در پیشگفتار «شیرازنامه» آورده‌اید که این کتاب هر  چند نخستین تاریخ محلّی موجود فارس است امّا از برخی سهوها واشتباهات تاریخی در امان نمانده است. این اشتباهات بیشتر شامل چه مواردی است و آیا شما در توضیحات خود اشاره‌ای به آن‌ها هم کرده‌اید؟
اشتباهات در «شیرازنامه» بخش تاریخی است. زرکوب در شرح حوادث سلسله‌های حکومتیِ فارس، گهگاه مرتکب اشتباهاتی شده است. گاهی در القاب و یا سال‌های حکومت فرمانروایان فارس در «شیرازنامه» دیده می‌شود و بنده این موارد را در پایین صفحات یادآور شده‌ام. این موارد به طور عمده مربوط به دوران حکومت آل‌بویه در فارس است و به نظر می‌آید که زرکوب برای معرّفیِ این دودمان، منبعِ معتبری در اختیار نداشته است.
طبقات چهارم تا هفتم از بخش تاریخی کتاب مربوط به زمانی است که خود نویسنده ناظر بر حوادث بوده است. آیا اشتباهات نویسنده شامل این بخش هم می‌شود؟
خیر، مطالب این طبقات مبتنی بر حقایق تاریخی و قابل اعتماد است. هر چند زرکوب در نقل حوادث و رویدادهای فارس در این دوران به اختصار گراییده، و می‌گوید در این خصوص کتابی مفصّل در دو جلد نوشته، لذا مطالب آن در «شیرازنامه» تکرار نمی‌کند. متأسّفانه از آن «تاریخ‌نامه» دستنویسی باقی نمانده است.
زرکوب شیرازی در بخش دوم «شیرازنامه» به معرّفی دانشمندان و بزرگان فارس پرداخته امّا از شاعران و نویسندگان بزرگ آن روز فارس مثل سعدی خبری نیست. شما نوشته‌اید که مؤلّف بیشتر پیرو سنّت‌های رایج در تاریخ نگاریِ محلّیِ آن زمان بوده و تنها به احوال و آثار دانشمندان علوم نقلی توجّه کرده است. به حتم بوده‌اند کسانی که علاوه بر شهرت شاعری‌شان، شخصیتی علمی نیز به حساب می‌آمده‌اند. برخورد او با این بزرگان چگونه بوده است؟ آیا از این گروه، کسانی هستند که اسمی از آن‌ها در «شیرازنامه» نیامده است؟
بله، کسانی بوده‌اند که علاوه بر داشتن منزلتی در علوم نقلی (دانش‌هایی که مورد توجّه زرکوب بوده است)، شاعر یا نویسنده نیز بوده‌اند. زرکوب برخی از این افراد را معرّفی کرده ولی به جنبه شاعریِ ایشان اشاره نکرده است. مثلاً صائن‌الدین شیرازی را که معاصر سعدی بوده معرّفی کرده ولی نمی‌گوید که وی به فارسی و عربی نیز شعر می‌سروده است. ولی ما به واسطه منابع دیگر از این موضوع آگاهی داریم.
از میان همان دانشمندان علوم نقلی چطور؟ این امکان وجود دارد که بزرگانی تا پایان حکومت ابواسحاق اینجو در فارس زندگی می‌کرده‌اند امّا از چشم نویسنده «شیرازنامه» به دور مانده‌اند؟
بله، تعداد این افراد بسیار زیاد است و زرکوب در آغاز بخش دوم کتاب به این نکته اشاره کرده و می‌گوید اگر بخواهد به همه این افراد بپردازد و آنها را معرّفی کند، سخن به درازا می‌کشد و موجب خستگی و ملال خواننده می‌شود، لذا اقدام به گزینش افراد کرده و عدّه‌ای را که به نظر می‌آید در عقیده و مشرب به خود زرکوب نزدیکی داشته‌اند، انتخاب شده‌اند.
شما در دیباچه کتاب به جاافتادگی‌ها و جابه‌جایی‌های تاریخی در چاپ اوّل (بهمن کریمی، تهران:  ۱۳۱۰) و اشتباهات بی‌شمار چاپی در چاپ دوم (دکتر اسماعیل واعظ جوادی، تهران: ۱۳۵۰) اشاره کرده‌اید. آیا نکات دیگری هم بوده که در تصحیح کتاب مدّ نظر شما قرار گرفته است؟

بنده می‌خواستم علاوه بر به دست دادن متنی حتّی‌الامکان صحیح، خوانندگان و مراجعه کنندگان به این کتاب را از اطّلاعات بیشتر که از منابع دیگر درخصوص مطالب به دست می‌آید، برخوردار کنم. «شیرازنامه» به همین جهت است که برای متنی در حدود ۱۶۵ صفحه، ۱۲۵ صفحه نیز تعلیقات فراهم آمده است.

اتّفاقاً یکی از ویژگی‌های تصحیح شما، همین یادداشت‌های اعلام تاریخی و جغرافیایی، نمایه اشخاص و اعلام جغرافیایی و کتاب‌هاست که در پایان کتاب به بهترین شکل تهیّه و تنظیم شده و برای خواننده، راهنمای بسیار مفیدی است. از چنین توضیحاتی در تصحیح‌های قبلی «شیرازنامه» هم خبری هست؟

نکته‌ای که به نظر بنده در خصوص چاپ کتاب‌های تاریخی یا ادبیِ قدیم بسیار مهم است این است که این کتاب‌ها باید با مقدّمه‌ای مفید و در صورت لزوم با تعلیقات و یادداشت‌هایی همراه باشند. صِرف چاپ متن کتاب کافی نیست. این ویژگی را در چاپ‌های پیشین «شیرازنامه» نمی‌بینیم. مرحوم بهمن کریمی دستنویس‌هایی که در اختیار داشته، اعتباری نداشته‌اند، لذا چاپ ایشان مطلوب نیست. البته باید امکانات آن زمان را هم در نظر داشت. با این حال چاپ کریمی از این جهت که نخستین بار ما را با این کتاب آشنا می‌سازد، ارزشمند است. چاپ آقای دکتر واعظ جوادی هم‌چنان که در مقدمه «شیرازنامه» یادآوری شده است، چاپ خوبی است و «شیرازنامه» در ساختار درست آن ارائه گردیده امّا متأسّفانه اغلاط فراوان چاپی و نداشتن تعلیقات لازم، عیب این چاپ است. هرچند به نظر می‌آید که آقای واعظ جوادی برای کتاب تعلیقاتی فراهم کرده بوده‌اند و در پایین صفحات کراراً به آن‌ها ارجاع می‌دهند، امّا در پایان کتاب از این تعلیقات خبری نیست جز در موارد اندک. در کل چاپ کریمی از تعلیقات خالی است و حتّی فهرستی درست و راست ندارد. چاپ آقای دکتر واعظ نیز همان‌طور که گفتم، از تعلیقات کافی برخوردار نیست.

بنا به مقدّمه دکتر واعظ جوادی، علّامه بدیع‌الزمان فروزان‌فر از نظر ادبی و استاد مجتبی مینوی در تنظیم فرهنگ نامه لغاتِ مشکل او را در این تصحیح یاری داده‌اند. با توجّه به دقّت و سختگیریِ مثال زدنیِ این دو استاد، چرا این چاپ تا این اندازه سهل انگارانه منتشر شده است و نمی‌تواند منبع مناسبی برای رجوع علاقه‌مندان باشد؟
دکتر واعظ جوادی در مقدّمه متذکّر شده که این دو بزرگوار در مشکلات متن و حلّ آن‌ها به من یاری رسانیده‌اند. این به آن معنا نیست که استاد فروزان‌فر و استاد مینوی کتاب را از آغاز تا انجام مطالعه کرده و احیاناً مشکلات آن را برطرف کرده‌اند.
شما معتقدید که زرکوب «شیرازنامه» را دو بار نوشته است و یکی از دلایل خودتان را شرح فتح شیراز به دست امیر مبارزالدین در بخش تاریخی می‌دانید که چاپ بهمن کریمی هم به تحریرِ نخست آن استناد شده است. آیا دکتر واعظ جوادی نیز در چاپ خود این اشتباهاتِ چاپ کریمی را برطرف کرده است؟

بله، همچنان که در مقدّمه کتاب نوشته‌ام، در چاپ آقای «شیرازنامه» در چاپ آقای واعظ جوادی به صورت درست آن ارائه گردیده و متضمّن مطالبی نیز هست که زرکوب بعدها «شیرازنامه» افزوده است، لذا افتادگی‌های چاپ کریمی را ندارد. ولی همان چاپ نیز عیوبی دارد که الزام می‌کرد یک بار دیگر این کتاب به چاپ برسد.

گویا علاوه بر دو چاپی که ذکر آن رفت، تصحیح دیگری هم در سال گذشته توسط محمّدجواد جدّی و احسان‌الله شکراللهی، از سوی انتشارات فرهنگستان هنر منتشر شده است. شما در مقدّمه خود هیچ اشاره‌ای به این تصحیح نکرده‌اید. از چاپ و انتشار آن خبر دارید؟
بله، زمانی که من قرارداد چاپ این کتاب را با انتشارات دانشنامه فارس بستم، هنوز از چاپ این کتاب و این‌که قرار است فرهنگستان هنر آن را منتشر کند، اطّلاعی نداشتم. پس از اتمام حروفچینی بود که از چاپ این کتاب باخبر شدم امّا هنوز آن‌را ندیده‌ام. گویا تا امروز پخش نشده یا توزیع مناسبی نداشته است.
آقای دکتر نحوی، دلیل این که تا امروز فقط دو سه چاپ از «شیرازنامه» (آن هم با فاصله‌ای ۴۰ ساله) صورت گرفته، چیست؟ آیا باید بگوییم ضرورت چنین کتابی حتّی بین اهالی تاریخ و به خصوص دانشجویان این رشته هم دیده نمی‌شده است؟ یا این که نه، همان چاپ‌های قبلی برای مراجعه آن‌ها کافی بوده است؟
تاریخ‌های محلّی مصرف خاص دارند و کسانی به این نوع از کتاب‌ها مراجعه می‌کنند که بخواهند درباره آن منطقه‌ای که این تاریخ‌ها برای آن‌جا نوشته شده‌اند، اطّلاعات دقیق‌تری به دست آورند. «شیرازنامه» نیز از این قاعده بیرون نیست. لذا کسانی چون آقای لیمبرت یا آقای فرای یا آقای خوب‌نظر که اختصاصاً درباره فارس و شیراز کتاب نوشته‌اند، به «شیرازنامه» مراجعه کرده و از مطالب آن‌ها بهره‌ها برده‌اند. امّا دانشجویان رشته تاریخ جز در موارد خاص نیازی به مراجعه به این کتاب‌ها ندارند.
آثاری که بعد از «شیرازنامه» در خصوص فارس و شیراز نوشته شده‌اند، چقدر تحت تأثیر این کتاب بوده‌اند؟
برخی کتاب‌های تاریخی و رجالی که درباره فارس نوشته شده‌اند، مثل «شدالازار» و «آثارالعجم» و «فارسنامه ناصری» از «شیرازنامه» بهره‌مند شده‌اند. «شدالازار» کمتر اما دو کتاب دیگر بیشتر.
خود شما تا چه اندازه تصحیح خود را به «شیرازنامه»ی شیرازی نزدیک می‌دانید؟
البته کار بنده نمی‌تواند کاری تمام و کمال به شمار آید. اگر کس دیگری به تصحیح «شیرازنامه» می‌پرداخت، ممکن بود به مطالبی بپردازد و یادداشت‌هایی بر کتاب بنویسد که با آن‌چه بنده نوشته‌ام متفاوت می‌بود. ولی به گمانم این چاپ در مجموع از دو چاپ قبلی بهتر باشد و «شیرازنامه» به آن‌چه از قلم زرکوب جاری شده، نزدیک‌تر شده است.
شما در مورد تاریخ نامه‌های فارس هم کار کرده‌اید و به آن‌ها آگاهی و اشراف دارید. جایگاه «شیرازنامه» در مقایسه با آنها کجاست؟
به گمان بنده این کتاب به خصوص در بخش دوم آن بسیار باارزش است و در نوع خود کم نمونه. بی‌گمان اگر این کتاب امروز در دسترس نمی‌بود، ما اطّلاعات باارزشی را هم درخصوص تاریخ و هم رجال فارس از دست می‌دادیم.
از برخورد دانشجویان و منتقدان با کتاب  چه خبر؟
فعلاً خبری ندارم. کتاب تازه منتشر شده و ناچار باید مدّتی صبر کرد و دید که بازتاب آن چگونه است.
آقای دکتر نحوی، در ادامه فعالیت‌های پژوهشی خود چه آثار دیگری را در دست انتشار دارید؟
فعلاً یکی دو متن کهن را در دست تصحیح دارم.
ممکن است در مورد آن‌ها هم اطّلاعاتی به خوانندگان «خبرجنوب» بدهید؟ این‌که ناشر آن‌ها کیست و کی منتشر می‌شوند؟
کتابی تاریخی که متضمّن تاریخ ایران باستان از کیومرث تا یزدگرد شهریار است، در دست تصحیح دارم. نام این کتاب معلوم نیست. ناچار هنگام چاپ نامی برای آن انتخاب خواهد شد. دیگری بخشی از «برزونامه» است که تاکنون تصحیح نشده و متضمن حدود ۶۰ هزار بیت است.