گفت‌وگوی مهر پیرامون غزلیات سعدی

مقالات و اخبار ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ۹ دقیقه مطالعه
جناب آقای کمالی بعد از این همه سال آیا پژوهشگران می توانند به صراحت به این سوال پاسخ دهند که غزل سعدی عارفانه است یا عاشقانه؟
واقعیت آن است که در خوانش آثار کلاسیک ادبیات فارسی تفاوت دیدگاه و برداشت از اندیشه، نیت مؤلف، زیبایی‌ها و شگردهای ادبی امری طبیعی است. به همین دلیل برخی از سعدی‌پژوهان قائل به تقسیم‌بندی غزل‌های سعدی به عاشقانه و عارفانه بوده و هستند. گروهی بر آن باورند که سعدی‌ شاعری عارف و عاشق است و عشق مجازی را بهانه‌ای برای رسیدن به عشق حقیقی می‌دانند و برخی دیگر سعدی را عاشقی عاقل می‌دانند که همه خوبی‌ها و زیبایی‌های زندگی این جهانی و آن جهانی را توصیف می‌کند، اما به گمان من آن‌چه در سخنان هر دو گروه مشترک است، آن است که سعدی شاعر عشق است و عشق برای او «آغاز هست و انجام نیست».
دغدغه عشق برای سعدی،‌ دغدغه‌ای جاودان است و به همین دلیل است که در گلستان باب «عشق و جوانی» را گشوده است و در بوستان به «عشق و شور و زیبایی» پرداخته است و در غزل‌هایش عشق را جاودانه کرده است و سروده است:
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد؟
اکسیر عشق در مسم آمیخت، زر شدم
سعدی عشق‌شناس و عشق‌ورز است و در شعرهایش این حدیث عیان:
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
به هر حال تقسیم‌بندی غزل‌های سعدی به عارفانه و عاشقانه و پند‌آموز و یا زمینی و آسمانی و یا حقیقی و مجازی واقعیتی است که وجود دارد و طبیعی است هر پژوهشگر و خواننده‌ای با توجه به دیدگاه و باروها و زیبایی‌شناسی خود در باور خود پای می‌فشرد و این حکایت نیکویی است که از عاشقان و عارفان، شرقیان و غربیان هر یک به گونه‌ای با سعدی احساس همدلی می‌کنند.
ویژگی های سبکی در غزل سعدی تا چه حد قابل بررسی است و آیا می توان او را دارای سبکی منحصر به فرد در غزل فارسی دانست؟
باید دانست شعر فارسی که در خراسان بزرگ زاده شده بود و بزرگانی چون رودکی، فردوسی، عطار، سنایی، خیام بنیان آن را پی افکندند، علاوه بر حماسه در دو پویه عارفانه و عاشقانه و در دو شکل ساده و مصنوع رشد یافته بود، در قرن هفتم در شهر شیراز و در آثار سعدی به کمال رسید. سبکی که سعدی بنیان آن را براساس واقعیت اجتماعی‌، سنت فرهنگی و تجربه و خلاقیت شخصی پی ریخت، در تاریخ ادبیات فارسی چنان جایگاهی یافت که با کمی تسامح می‌توان تاریخ ادبیات فارسی را به دوران پیش و پس از سعدی تقسیم کرد‌، چرا که نثر معیار زبان فارسی و غزل عاشقانه با او به اوج رسید و تنها ستاره پس از او حافظ ـ تنها در برخی از غزل‌ها و نه در مثنوی و نثرـ ایستاده بر شانه‌های او درخششی ماندگار یافت. اگرچه سنجش اوج غزل حافظ نیز براساس غزل سعدی امکان‌پذیر است و بدین‌سان «سبک سعدی» معیار فراز و فرود ادبیات فارسی در پیش و پس از خود می‌شود.
آیا این مساله که سعدی سعی می کند از مجاز به حقیقت برسد درست است یا اینکه او خواسته غزلی صرفا عاشقانه بگوید؟
سعدی در آثارش به مسیر و مراحل گوناگون عشق اشاره می‌کند. این مسیر با عشق مجازی آغاز می‌شود و با تکیه بر اصل «المجاز القنطره الحقیقه» به سوی عشق حقیقی حرکت می‌کند و به مقام فنا و وحدت دست می‌یابد:
تو را عشق همچون خودی زآب و گلι
رباید همی صبر و آرام دلι
به بیداری‌اش فتنه بر خدّ و خالι
به خواب اندرش پایبند خیالι
به صدقش چنان سر نهی در قدمι
که بینی جهان با وجودش عدمι
و بدین ترتیب حالات و صفات عاشقی را برمی‌شمارد که با وجود معشوق، دیگر با هیچ کس دم برنمی‌آورد چرا که با وجود او، دیگر جایی برای کسی در دل عاشق باقی نمی‌ماند تا به جایی که: «ورت تیغ بر سر نهد، سر نهی» و از این مقدمه به چنین نتیجه‌ای می‌رسد که:
چو عشقی که بنیاد آن بر هواستι
چنین فته‌انگیز و فرمانرواستι
عجب داری از سالکان طریقι
که باشند در بحر معنی غریقι
به سودای جانان ز جان مشتغلι
به ذکر حبیب از جهان مشتغلι
به یاد حق از خلق بگریختهι
چنان مست ساقی که می ریختهι
سعدی چه دگرگونی هایی در غزل پدید آورد که توانست غزل را به اوج برساند؟به بیان دیگر او  با غزل چه کرده که محققان از تلطیف زبان، توسط او در غزل صحبت می کنند؟
زبان شاعران برجسته خراسان بزرگ با همه فاخری و زیبایی به دلایل مختلفی نتوانست به «زبان معیار» تبدیل شود، اما زبان سعدی که ریشه در گنجینه واژگان پیشین دارد، با نوآوری زبان شناسانه و درک مسایل مورد علاقه مردم و نزدیکی به احساس و زندگی آنان و با سهولت و صراحت و صداقت به زبانی ماندگار تبدیل می‌شود و گلستان به یک کتاب عمومی و غزل‌های ناب او با همان خصیصه یا پارادوکس عجیب و توضیح نا‌پذیر «سهل و ممتنع» که برجسته‌ترین ویژگی سبک سعدی است، معیار سنجش غزل فارسی می‌شود. زبان سعدی ریشه در زبان مردم دارد. سعدی سنت‌شکن و سنّت‌آفرین بود و به همین دلیل استاد فروغی بر آن است که ما امروز به زبان سعدی سخن می‌گوییم.
سعدی در واقع پادشاه غزل عاشقانه در ادبیات فارسی است. بفرمایید که او بیشترین تاثیر را از کدام شاعران قبل از خود پذیرفته است؟
اگرچه اولین «غزل» فارسی به معنای مصطلح در آثار شهید بلخی (ف . ۳۲۵) و رودکی (ف. ۴۲۹) دیده می‌شود، اما سنایی (ف. ۵۴۵) نخستین شاعری است که غزل را در دو پویه عاشقانه و عارفانه به طور جدی آغاز می‌کند و پس از او کاروان غزل با کاروان سالارانی چون خاقانی، انوری، عطار، ظهیر، جمالی، عراقی، مولوی و کمال به سعدی می‌رسد تا اوج و درونمایه‌ای ماندگار را تجربه کند.
به نظر شما یک ذهن منطقی و حکیم که گلستان و بوستان از آن می تراود چگونه می تواند زیباترین غزل های عاشقانه فارسی را بگوید که در اوج احساس است؟ و آیا در ورای همین غزلها هم آن روحیه حکیمانه سعدی قابل ردیابی نیست؟
با بررسی غزلیات سعدی با نکته‌ای روبه‌رو می‌شویم که در خور تامل است و آن توجه به شخصیت و اندیشه سعدی به عنوان حکیم و اندیشمندی است که بی‌شک حتی در سرایش غزلیات خویش، از سرِ تفنن و نمودن هنر شاعری و توانمندی خود بدان نپرداخته است.
به بیانی دیگر، سعدی در کلیات خویش، در حدود هفتصد غزل را تنها به منظور هنرنمایی شاعرانه نسروده و در اختیار گسترۀ وسیع خوانندگان خویش قرار نداده است، بلکه به دنبال آن بوده که عشق را مبنای تفاهم و پایه زندگی قرار دهد و به همین خاطر در اکثر غزل‌های او رابطه عاشق و معشوق، فراق و وصال، کمال و جمال، شور و جوانی و لذت زندگانی به همراه نگاه آسمانی موج می‌زند.
از شاعرانی که سعدی در غزل از آنها تاثیر پذیرفته گفتید. بفرمایید که غزلسرایان بزرگی مثل حافظ و بعدها شاعران سبک هندی مثل صائب و بیدل تا چه حد تحت تاثیر غزل سعدی بوده اند؟
بی‌تردید غزل سعدی، زبان سعدی و نگاه سعدی به زندگی و تفسیر آن با شگردهای زیبایی ادبی از زمان ظهور تاکنون بر بسیاری از شاعران کلاسیک و معاصر فارس تأثیر گذاشته است. استاد خرمشاهی در مقاله‌ای متوفی به عنوان «حق سعدی بر گردن حافظ» شاهدهای فراوانی از غزل‌های مورد اقتباس حافظ از سعدی نقل می‌کند و شاعران بسیار دیگری نیز چون صائب و بیدل از او تأثیر پذیرفته‌اند. شاعران معاصر نیز از تأثیر بری نبوده‌اند؛ کافی است به عنوان نمونه به غزل‌های زیبای شادروان منزوی بنگریم.
به عنوان کسی که در احوال سعدی پژوهش کرده و آثار او را خوانده، خودتان از کدام بخش از کار این شاعر بزرگ ایران زمین بیشتر لذت برده اید؟ غزلیاتش، حکمتها و گلستانش، ترجیعات و ترکیباتش، بوستانش یا …؟
سعدی هم در بوستان و گلستان و هم در غزلیات و قصاید و قطعات حکیمی عاشق و عاقل است. سعدی با بوستان به خلق آرمانشهری می‌پردازد که مُلک مشاع همه اندیشمندان و شاعران و عالمان است. آرمانشهری با عدالت، رفاه، کم‌آزاری، نیک‌خُلقی و از آسمان بوستان به گلستان زمین می‌آید تا با نقد و توصیه و پند و اندرز و عریان کردن روابط نادرست و تعریف روابط منطقی، زمین را آسمانی کند و به همین دلیل گلستان جایگاه ویژه‌ای در رنسانس ادبی ایران دارد و غزل‌های او شور عشق و زندگی و تعالی است و قصاید و مواعظ و قطعاتش حکمت ماندگار. به همین دلیل سعدی در همه آثارش دوست داشتنی است، ولی در نگاه به جامعه، گلستان و در شور و زندگی و تعالی، غزلیات او دلنشین‌تر است.
 چه عاملی باعث شد امسال سال غزل نامگذاری شود به خاطر ابهاماتی که در این هنر سعدی است یا اهمیت موضوع وهمایش امسال قرار است به چه نتیجه ای دست یابد؟
با توجه به ضرورت پرداختن تخصصی به آثار و زندگی سعدی بزرگوار، مرکز سعدی‌شناسی سال‌های ۹۵ـ۱۳۸۵ را به عنوان دهه سعدی‌شناسی نامگذاری ‌کرده است. در این دهه، هر سال به موضوعی خاص پرداخته خواهد شد و مقالات ارایه شده به کنگره یادروز سعدی به شکل موضوعی و تخصصی خواهد بود. در همین راستا سال ۸۵ به دوران سعدی‌شناسی، سال ۸۶ به زندگی و اندیشه سعدی، سال ۸۷ به گلستان، سال ۸۸ به بوستان پرداخته شد که مجموعه مقالات این چهار ساله در دفترهای دهم تا سیزدهم سعدی‌شناسی منتشر شده و در همین راستا سال ۱۳۸۹ به عنوان سال غزل نامیده شده است و کلیه مقالات ارایه شده در نشست شیراز و تهران در روزهای اول و دوم اردیبهشت ماه پیرامون غزل خواهد بود.