بازگشت فیلسوفان به حافظهمایش «گفتوگو با حافظ» به مناسبت روز بزرگداشت حافظ، عصر روز شنبه ۱۸ مهر، از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در روز نخست این همایش دو روزه مباحثی چون «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ» توسط بهاالدین خرمشاهی، «تأملی دیگر در باب حافظ و اصلاح اجتماعی» توسط اصغر دادبه، «دانش و رندی در گفتوگو با حافظ» توسط مهدی محبتی، «ده سال با حافظ» توسط کورش کمالی سروستانی و «نسبت میان زیبایی و حقیقت» توسط حسن بلخاری مطرح شد.
محمدخانی، در آغاز همایش «گفتوگو با حافظ» با تأکید بر گذشت ۱۲ سال از نامگذاری ۲۰ مهر به عنوان روز بزرگداشت حافظ گفت: هدف از نامگذاری چنین روزهایی در تقویم ما و برپایی همایشهایی در این سطح، آشنایی با آثار و آراء بزرگان فرهنگ و ادب و برقرای ارتباط با آنها است. شاید این روزها انگیزهای شود برای توجه بیشتر به این بزرگان و معرفی آثار این بزرگان به دیگر کشورها. البته این امر با تدارک برنامههایی هدفمندامکانپذیراست. نباید منتظر باشیم پس از آنکه کشورهای دیگر بازهم یکی از بزرگان ما را به نام خود تصاحب کردند آنگاه اسنادی را مبنی بر ایرانی بودن او ارایه کنیم.وی دیگر دلیل برپایی همایشی چون «گفتوگو با حافظ» را برقراری پیوند جوانان با میراث فرهنگی گذشته دانست و تأکید کرد: امروزه نسل جوان ما با آثار کلاسیک پیوندی ندارند. حتی عدهای از انقطاع میان این دو نسل سخن میگویند. اما نکته قابل توجه در این میان مسوولیتناپذیر بودن ما در قبال این بزرگان است و تنها میخواهیم به نام آنها افتخار کنیم بیآنکه کار ویژهای در این زمینه انجام داده باشیم.
محمدخانی نامگذاری روزهایی در تاریخ را به نام یکی از بزرگان شعر و ادب و فلسفه فرصت مناسبی برای ارزیابی فعالیتهای انجام شده در این زمینه و تأمل در برنامههای حافظ پژوهی، مولویپژوهی، خیام و سهروردی و سایرین دانست و درباره برپایی مراسم بزرگداشت چهرههای فرهنگی در شهر کتاب توضیح داد:
پس از تأسیس مرکز حافظشناسی و سعدیشناسی به همت کمالی سروستانی در شیراز، شهر کتاب نیز با حمایت اهل فرهنگ و مخاطبان خود در این چند ساله سعی در ادای دینش به بزرگان فرهنگ و اندیشه ایران زمین داشته و از برنامههای ترتیب داده شده توسط این نهاد میتوان برگزاری برنامهها و نشستهایی در روز حافظ، سعدی، ابنسینا و سهروردی و یا اهمیت و توجه به زبان و ادب فارسی و تلاش برای گسترش آن در قالب برپایی چند نشست اشاره کرد.
وی افزود: اما این امر قطعاً کافی نیست. ما هر روزه باید یاد این بزرگان را با خواندن قطعه شعر یا بخشی از آثارشان زنده نگه داریم. در این راستا از سال ۱۳۸۵ شهر کتاب روزهای چهارشنبه جلساتی را به برپایی درسگفتارهای بزرگان ادب فارسی اختصاص داده است. این جلسات با مولانا آغاز شد و در حال حاضر با جلسات درسگفتارهایی از سعدی ادامه دارد. از مهر آینده نیز درسگفتارهایی درباره حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی برگزار خواهد شد.
در ادامه این برنامه مهدی فیروزان، مدیر عامل شهر کتاب به ایراد سخنرانی و خوشامدگویی به مدعوین پرداخت و با تأکید بر نگاهش به فرهنگ به عنوان موتور تحول و توسعه یک کشور اظهار داشت: از زمانی که تاریخ، فلسفه و فرهنگ در آسمان باقی ماند و به زمین نیامد و ما در آسمانها به دنبال توسعه میگشتیم، گامهای حرکت آهسته شد. اما به باور مجموعه شهرکتاب معرفت و حکمت زمانی در توسعه و تحول یک کشور موثر است که بتواند به زندگی روزمره انسانها پاسخ دهد.وی درباره حافظ و ترتیب برنامههایی در شناخت شعر و شخصیت او توضیح داد: آنچه حافظ را میسازد شخص حافظ نیست؛ بلکه شرایط پیرامون اوست. شناخت شرایط اقلیمی و جغرافیایی در ارایه تصویر بهتری از حافظ میتواند موثر باشد. در برنامهها و نشستهای شهر کتاب به دنبال آن چیزی هستیم که میتواند نگاه توسعه یافتهای درباره هر یک از شخصیتهای ادبی ارایه دهد. شاید تمام استادان و فرهنگشناسان اثر مستقلی درباره حافظ، سعدی و غیره نداشته باشند؛ اما ممکن است نکته یا یافتهای جدید داشته باشند. جلسات درسگفتار شهر کتاب مکانی برای ارایه این نکات است.
فیروزان در پایان تأکید کرد: حافظ یکی از قلههای ادب فارسی است و در اخلاق، توصیف شرایط زمان، دلگیری از ریا، سالوس و خصومت جایگاه ارزندهای دارد و باید به عنوان یک نیاز جمعی به این شخصیت توجه شود.
در این همایش کورش کمالی سروستانی، مدیر دانشنامه فارس در مبحث سخنرانی خود به عنوان «ده سال با حافظ» به ارائه کارنامه حافظ پژوهی در ۱۰ ساله گذشته پرداخت و در ابتدای سخنان خود با یادی از محمد امین ریاحی و همایون صنعتیزاده دو تن از صاحبان اثر در زمینه حافظ پژوهی گفت:
با کمی تسامح شاید بتوان دوره حافظشناسی یا حافظ پژوهی را به سه دوره اصلی تقسیمبندی کرد. دوره نخست از ۱۲۷۹ تا ۱۳۲۰ و اوج آن با ارایه تصحیح قاسم غنی و علامه قزوینی از دیوان حافظ بود. دوره دوم از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ با حضور و آثار افرادی چون هاشم رضی، سلیم نیساری و انجوی شیرازی است. اما دوره سوم از سال ۱۳۵۷ تا امروز که میتوان آنرا دوران طلایی حافظ پژوهی نامید.
مدیر دانشنامه فارس ادامه داد: سال ۱۳۶۸ نقطه اوج این دوره طلایی بود و علت آن برگزاری کنگره بزرگ حافظشناسی به پیشنهاد پرویز باستانی پاریزی و ارایه ۲۰۰ مقاله این همایش توسط محمد حسین زرینکوب در یک کتاب بود. در دهه آخر این دوره نیز ۲۰ مهر به عنوان روز بزرگداشت حافظ نامگذاری شد. یکی دیگر از ویژگیهای این دهه بازگشت برخی از جامعهشناسان، اندیشمندان و هنرمندان به مقوله حافظ پژوهی است.
وی از بهاءالدین خرمشاهی به عنوان یکی از پدیدههای بدیع این دهه یاد کرد و گفت: خرمشاهی در هر عرصهای از حافظ پژوهی اثری با مخاطبان بسیار خلق کرده است. مخاطبان گسترده آثار او به علت انس خرمشاهی با حافظ، و عمق نگاه اوست. آساننویسی او به معنای سطحینویسی نیست. البته خرمشاهی خود معتقد است هنوز باید او را حافظ پژوه نامید نه حافظشناس.
کمالی سروستانی در ادامه به ارایه گزارش ۱۰ ساله و تعداد عنوان کتابهای منتشر شده درباره حافظ پرداخت و توضیح داد:تعداد کتابهای منتشر شده در ۱۰ سال گذشته عبارت است از در سال ۱۳۷۸، ۱۶۴ عنوان با شمارگان ۸۰۵۱۵۰ نسخه، سال ۱۳۷۹، ۱۹۷ عنوان با شمارگان ۱۱۳۷۰۵۰ نسخه، سال ۱۳۸۰، ۲۴۸ عنوان با شمارگان ۱۶۸۲۵۰۰ نسخه، سال ۱۳۸۱، ۲۴۷ عنوان با شمارگان ۱۵۴۶۸۰۰ نسخه، سال ۱۳۸۲، ۱۸۴ عنوان با شمارگان ۹۹۸۵۵۰ نسخه، سال ۱۳۸۳، ۱۵۱ عنوان با شمارگان ۹۲۴۹۰۰ نسخه (۵۷ درصد فالنامه/۳۱ درصد دیوان/۱۲ درصد زندگی و اندیشه و شرح دیوان)، سال ۱۳۸۴، ۱۹۵ عنوان با شمارگان ۱۱۱۷۷۸۰ نسخه (۴۹ درصد فالنامه/۳۶ درصد دیوان/۱۵ درصد زندگی و اندیشه حافظ و شرح دیوان)، سال ۱۳۸۵، ۱۷۶ عنوان با شمارگان ۸۰۹۷۰۰ نسخه (۴۵ درصد فالنامه/۳۸ درصد دیوان/۱۷ درصد زندگی و اندیشه حافظ و شرح دیوان) و سال ۱۳۸۷، ۱۹۷ عنوان با شمارگان ۷۵۳۹۵۰ نسخه (۴۲.۲ درصد فالنامه/۴۲ درصد دیوان/۱۵.۸ درصد زندگی و اندیشه حافظ و شرح دیوان).
وی ادامه داد: نکته قابل تأمل این که در سال ۱۳۸۶ اختصاص ۵۶ درصد از تیراژ کتابها به فالنامهها است. این امر نکته منفی نیست؛ اما به راستی کمی عجیب و قابل مطالعه است. در این زمینه علاوه بر مقاله دکتر زرینکوب با عنوان «فال و استخاره» و کتاب «به شاخ نباتت قسم» دکتر محمود روحالامینی آثار مختلف دیگری منتشر شده. شاید یکی از کاربردیترین، علمیترین و جسورانهترین آنها مقاله «فال حافظ» استاد خرمشاهی باشد که بیترس از ملامتگران در کتاب «حافظ حافظه ماست» منتشر شده است.
مدیر دانشنامه فارس با تأکید بر نظر عدهای مبنی بر غیر علمی و غیر اثباتی خواندن انتشار فالنامه به نظر افرادی چون خرمشاهی و تحلیل آنها بر اساس درک فرا روانشناسی اشاره کرد و توضیح داد: شاید در نگاه مردم فال نیز نوعی گفتوگو است. گفتوگوی مردم با حافظ و حافظ با آنان. شاید برای آنان حافظشناسی، خودشناسی است و گمشدههای خود را در غزلهای حافظ مییابند. البته چندلایگی غزل حافظ، مدار و مروت او، ایهام و غنای آثارش هریک دلیل بر این رویکرد هستند. حافظ بیش از هر شاعر دیگری امیال، آرزوها، ترس، امیدها و ناامیدهای ما را در شعرش متراکم کرده از این رو ما در او خودمان را میبینیم و به کلام او دل میبندیم و به تفالش اعتماد میکنیم.
وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: حافظ با وسعتنظر و آزاداندیشی شگفتانگیزش در گفتمان عصر خود در جایگاهی قرار گرفته و به گونهای سخن گفته که اهل تشیع او را شیعه مذهب، اهل سنت او را سنی، اشعریان او را اشعری، معتزله او را معتزلی و صوفیان او را صوفی میشناسند. این امر بیش از آنکه متکی بر تناقض اندیشه حافظ باشد متکی بر تساهل او است.
ب
هاءالدین خرمشاهی، در ابتدای سخنرانی خود با عنوان «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ» از ناگذاری ۲۰ مهر با عنوان روز بزرگداشت حافظ به عنوان روزی شکوهمند یاد کرد و با تاکید بر اثرگذاری طولانی مدت و مخرب کتابهای کمرنگ و غلطانداز در جهان فرهنگ به آمار کمالی سروستانی از انتشار کتاب درباره حافظ اشاره کرد و به طنز گفت: طبق آمار در سال ۸۰، ۲۴۸ عنوان کتاب درباره حافظ منتشر شده. این بدان معناست به جز روزهای پنجشنبه و جمعه هر روز یک کتاب چاپ شده، این امر شگفتآور است.
هاءالدین خرمشاهی، در ابتدای سخنرانی خود با عنوان «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ» از ناگذاری ۲۰ مهر با عنوان روز بزرگداشت حافظ به عنوان روزی شکوهمند یاد کرد و با تاکید بر اثرگذاری طولانی مدت و مخرب کتابهای کمرنگ و غلطانداز در جهان فرهنگ به آمار کمالی سروستانی از انتشار کتاب درباره حافظ اشاره کرد و به طنز گفت: طبق آمار در سال ۸۰، ۲۴۸ عنوان کتاب درباره حافظ منتشر شده. این بدان معناست به جز روزهای پنجشنبه و جمعه هر روز یک کتاب چاپ شده، این امر شگفتآور است.وی در ادامه به موضوع بحث خود پرداخت و توضیح داد: انگلیسی زبانها همیشه گفتهاند نزدیک به ۶۰۰ تا ۸۰۰ جمله و گزینگویه از شکسپیر بر سر زبانها و قلمها بوده و هست. اما اگر به فرهنگ خود توجه کنیم خواهیم دید علاوه بر نفوذ قرآن در ذهن و زبان ما به آثار سایر بزرگان اندیشه و ادب نیز بسیار استشهاد کردهایم. به ویژه در حوزه ضربالمثلها که استشهادهای جمعی است. اما در اینجا من استشهادهای فردی از غزلهای حافظ را ارائه میکنم.
خرمشاهی حدود ۱۵ استشهاد ظریف به غزلهای حافظ را با ذکر کلمه کلیدی و قرائت بیت مربوطه ارائه و تصریح کرد:
مستشار و موتمن(ساقیا می ده به قول مستشار و موتمن)، نفی حکمت(عیب می جمله چوگفتی هنرش نیز بگو/ نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند)، دولت آن است( دولت آن است که بی خون دل آید به کنار)، برق دولت(دارم امید بر این اشک چو باران که دگر/برق دولت که برفت از نظرم بازآید)، مصاحب ناجنس(نخست موعظه پیر صحبت این حرف است/که از مصاحب ناجنس احتراز کنید)، دیو چو بیرون آید فرشته درآید، قلبشناسی(گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ/ یارب این قلبشناسی زکه آموخته بود)، یوسف ثانی(گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی)، قتل این خسته(قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود) و رندان تشنهلب(رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس/گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت) از جمله استشهادهای گردآوری شده هستند که از سوی افراد مختلف(برخی چهرههای بهنام) در شرایط گوناگون به کار گرفته شدهاند.
در ادامه نشست اصغر دادبه به سخنرانی درباره موضوع «حافظ و اصلاح اجتماعی» پرداخت و گفت: حافظ صدها بیت دارد و هر یک نوعی اعتراف به تباهی و گناه است. اما این به زاویه نگاه ما بستگی دارد. رندی در اراده حافظ چیزی نزدیک یا شبیه به دنیای روشنفکری ماست.وی ادامه داد: بیان حافظ همان بیان دنیای مدرن با قالبی متفاوت شده است. آزادی همواره دلپذیر بوده و به دوران خاصی اختصاص ندارد. افلاطون میگوید دنیا چون میدان بازی است و بازیگران با هم در آن میدان در ستیزند اما فیلوسف از بالا نظاره میکند و حرف خودش را میزند. حال باید دید از حافظ چه انتظاری داریم همان فیلسوفی که افلاطون میگوید؟ باید توجه داشت یک فیلسوف، شاعر و هنرمند هرگز از وضع موجود راضی نیستند و همواره حرکتی به سوی رهایی از وضع موجود داشتهاند. مطلوب والاتری را میطلبند و در آرزوی تحقق آن به سوی کمال در حرکتند. آنچه حافظ را حافظ کرده همین جنبه نظریهپردازی است. البته نظریهپردازی حافظ صف نیست و ما حافظ را در حوزه حکمت عملی او دوست داریم.
دادبه با تاکید بر تقابل همواره وضع موجود و وضع مطلوب اظهار داشت: وضع موجود همیشه از جانب حافظ به باد انتقاد گرفته شده و هر گاه او در آن نظام فکری از زهد و محتسب و غیره سخن میگوید، نقد ایدوئولوژی خفقانآور روزگار خود را عرضه میکند. حافظ در نظریهپردازی عاشقی را در برابر حکمت و رندی را در برابر شجاعت یا عفت قرار میدهد. مجموعه این عوامل نشان از آرمانگرایی و کمال طلبی حافظ در تمام زمینهها بوده است.
وی در پایان به افشاگری در بیان طنزآمیز حافظ اشاره و تصریح کرد: اگر شعر شمول معنایی نداشته باشد و ابعاد و سطوح مختلف را پوشش ندهد، شعر نیست. این همان شیوه حافظ است و اگر آن را اعتراف به تباهی حافظ بخوانیم نشان از کوتهاندیشی ما دارد. نکته دیگر در شعر و شخصیت حافظ سیاسی بودن او و گره خوردن زبان و بیان حافظ با این ماجراست. نخستینبار ملکالشعرای بهار به این نکته پی برد. اما گاهی بر حافظ خرده گرفتند و او را مداح برخی از شخصیتهای ساست و قدرت خواندند. اما حافظ در هر زمان هر شخصیتی را که مدح کرده آن شخصیت ارزشی غیر از قدرت داشته است.
مهدی محبتی دیگر سخنران این همایش به توضیح درباره مبحث «دانش و رندی در گفتوگو با حافظ» پرداخت و با تاکید بر تضاد میان فردیت افراد هنرمند و هنجارهای اجتماعی اظهار داشت: در طول تاریخ هنجارهای اجتماعی میل به تهدید و ایجاد محدودیت داشتهاند. اما درباره حافظ باید گفت تقابل فردیت خلاق حافظ با هنجارهای اجتماعی به وضوح در کل دیوان او دیده میشود. حافظ شاعری است که نمیخواهد سرخورده باقی بماند و در ستیز با انبوه قوانین و قراردادهای تهدید کننده تلاش میکند. سه گرفتاری حافظ را در طول زمان دچار محدودیت کرده و این سه عبارت از تهدیدهای طبیعی و اجتماعی، قواعد تاریخی و تهدیدهای زبانی هستند. اما حافظ در مرتبه والای دانش قرار دارد، هیچ گروهی در جامعه حافظ چون فقها، شیوخ، عاقلان، محدثان، صوفیان و زاهدان از نیش حافظ بیبهره نماندهاند.وی در ادامه به فردیت خلاق اشاره و تصریح کرد: فردیت خلاق به خویشتنشناسی، درک صحیح از خود و خودباوری، ذائقه هنری و میل به زیبایی منجر میشود. هنر در دل زیبایی و زیبایی در دل هنر است. برای رسیدن به درک زیبایی نیازمند خلوت ممتد با خود هستیم. انسان امروزه یا افسرده و یا در جمع گمشده است. اما ثمره این خودشناسیها میوههایی چون تنهایی، فقر و گمنامی در اوج شهرت است.
محبتی در پایان اشاره کرد: تنهایی به معنای میزان نبوغ در انسانهاست. این امر معنای جدیدی از توحید را ارائه میدهد. حافظ در زبان چندلایه خود این امر را به خوبی به ما نشان داده است.
در آخرین سخنرانی روز نخست همایش «گفتوگو با حافظ» حسن بلخاری به ارائه مقاله درباره «نسبت زیبایی و حقیقت» پرداخت و گفت: در نسبت میان زیبایی و حقیقت برخی معانی را مبنا قرار میدهند و از زاویه آن به ابیات مینگرند و برخی دیگر زیبایی را مبنا قرار داده و ابیات حافظ را از این منظر بررسی میکنند.بلخاری یادآور شد: بحث زیبایی و حقیقت با سقراط آغاز میشود. از نظر او حقیقت زیبا و زیبایی حقیقت و عامل ارتباط این دو معرفت است. از سوی دیگر در فلسفه هنر پیرامون زیبایی سوال اساسی این است که زیبایی صفتی در شیء و یا کیفیتی در ادراک است؟ حال این پرسش مطرح میشود که حافظ از کدامین نظریهپردازان است.
وی با خواندن برخی از غزلهای حافظ به عنوان مثالی در پاسخ پرسشهای مطرح شده در نتیجهگیری خود توضیح داد: حافظ در معنا وامدار عرفای بزرگ پیش از خود است. او معنا را در حسن به عرش انداخته و تاثیر همنشینیاش با قرآن در زیبایی کلام او نمایان شد. طلب حقیقت، طلب زیبایی است. تبیین این نسبت ذاتی را پیش از حافظ بسیاری از عرفا گفتهاند؛ اما وامداری و صیقل زدن دل سبب شده از دیدگاه حافظ، جان و چشم و دل به هر جا بنگرد تمامی عالم را زیبا ببیند. این زیبایی همان حقیقت جلوه یار است.
دکتر علیاکبر احمدیدارانی، استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان بود. وی در آغاز سخنانش گفت: در پژوهشهای حافظشناسی به این نکته رسیدهایم که شناخت و بررسی تأثیرپذیری حافظ از دیگر شاعران پیش از خود، از رودکی تا سعدی و سلمان و خواجو بسیار بوده و حتی حافظ به شعرای گمنام زمان خود دسترسی داشته یا به هر نحوی از شعر آنها آگاهی داشته است.وی به ظرافت این تأثیرپذیری اشاره کرد و افزود: این تأثیرپذیری به صورتی هنری و در نهایت ظرافت، در شعر حافظ نمایان شده است. حافظ با تغییر یا جابجایی یک کلمه، آن چه را دیگران گفتهاند، به بهترین شکل، پیراسته و از نو ساخته است.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در پژوهشهای حافظشناسی، بیشترین تأثیرپذیری حافظ را از شعر شاعران بررسی کردهاند و تنها در یکی دو نمونه تأثیرپذیری حافظ را از متون غیر شعری مورد توجه قرار دادهاند. حافظ از نامههای دیوانی و اخوانیات و از ترکیبها و مضمونهای رایج نامهها در شعرش بهره گرفته که نشان دهنده آشنایی وی با این نامههاست.
وی افزود: به نوعی شاید دیوانی بودن وی را که برخی از محققان به آن اشاره کردهاند، تأیید میکند. تمام منشآت و نامههای در دسترس پیش از روزگار و همزمان با حافظ بررسی شده و به این نکته دست یافتهایم که برخی از ترکیبها و مضمونهایی که حافظ در شعرش به کار گرفته از نامههای دیوانی است.
وی به نمونهای در این زمینه اشاره کرد و گفت: امر «باب حاجت» به وفور در نامههای دیوانی به کار رفته و حافظ تحت تأثیر این نامهها این واژه را در اشعار خود به کار برده است. ترکیب هواخواهی و ذکر اشتیاق و آرزومندی نیز در اشعار حافظ مشاهده میشود.
احمدیدارانی یادآور شد: در نامههای دیوانی اشعاری داریم که از شعر عرب و فارسیزبانان بهره گرفته است. همچنین میبینیم که در تمام نامهها شعر معروفی است که به صورت سنت ثابت درآمده است. شباهت عجیب برخی از شعرها در نامههای دیوانی و اشعار حافظ احتیاج به تحقیق بیشتر دارد زیرا شعر حافظ عرض حاجت و نیاز است.
نقصانهای کارنامه حافظپژوهی را دریابیم
علی اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب نیز گفت: روز حافظ نگاه مغتنمی است که به کارنامه حافظپژوهی نگاهی بیندازیم که در چه عرصهای حافظشناسی پربار است و در چه زمینهای با نقصان روبروییم. این همایشها با ارزیابی گذشته میتواند در هر بابی بار دیگر انس بیشتری با ادبیات کلاسیک داشته باشد.
علی اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب نیز گفت: روز حافظ نگاه مغتنمی است که به کارنامه حافظپژوهی نگاهی بیندازیم که در چه عرصهای حافظشناسی پربار است و در چه زمینهای با نقصان روبروییم. این همایشها با ارزیابی گذشته میتواند در هر بابی بار دیگر انس بیشتری با ادبیات کلاسیک داشته باشد.
وی افزود: ما باید کوشش کنیم که کمتر حرفهای گذشتگان را تکرار کنیم و بهتر است در این زمینه نکات تازهای کشف کنیم و پیوندی بین نیازهای امروز با دیروز داشته باشیم. تنها نگاه بسته و کلاسیک گذشته نمیتواند در این امر به ما یاری رساند.
معاون فرهنگی شهر کتاب یادآور شد: با دریافتهایی که در حوزه و مباحث جدید مطرح میشود و با فعالیتهای میان رشتهای بین ادبیات، روانشناسی، سینما، تئاتر و… باید نگاه ما به ادبیات کلاسیک تفاوتی نسبت به گذشته داشته باشد.
حافظ با همه بزرگی مجسمهای ندارد
کورش کمالی سروستانی مدیر دانشنامه فارس به مجسمههای شاعران ایرانی اشاره کرد و گفت: حافظ با همه بزرگی هنوز مجمسهای در ایران ندارد و فردوسی، سعدی و عطار به پایمردی استاد ابوالحسن صدیقی صاحب مجسمه شدند ولی چندلایگی حافظ اجازه نداده است که حافظ دارای طرح باشد.
کورش کمالی سروستانی مدیر دانشنامه فارس به مجسمههای شاعران ایرانی اشاره کرد و گفت: حافظ با همه بزرگی هنوز مجمسهای در ایران ندارد و فردوسی، سعدی و عطار به پایمردی استاد ابوالحسن صدیقی صاحب مجسمه شدند ولی چندلایگی حافظ اجازه نداده است که حافظ دارای طرح باشد.
موسیقی شعر حافظ بینظیر است
سپس محمدجواد عظیمی که پایاننامهاش را درباره «موسیقی شعر فارسی» به رشته تحریر درآورده بود، سخنانی را درباره موسیقی شعر حافظ ارایه کرد. این پژوهش به عنوان پایاننامه برگزیده به کوشش مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده و در دسترس علاقهمندان به موسیقی و ادبیات قرار گرفته است.وی به مقایسه موسیقی شعر حافظ با خواجو و سلمان ساوجی پرداخت و گفت: یکی از تفاوتهای سرودههای سلمان و حافظ، پایان بندی مصراع اول اشعارشان است که سلمان هنر خاصی در این زمینه ندارد ولی حافظ به انتهای مصرع اول بسیار توجه میکند. در این زمینه درمییابیم که تفاوت سبک شخصی بین حافظ، خواجو و سلمان ساوجی وجود دارد.
وی در ادامه سخنانش افزود: حافظ بیشترین تکرار را در ابتدای هجاها میآرود ولی خواجو و سلمان در انتهای هجا بیشترین تکرار را دارند. این یعنی حافظ ولخرجی در تکرارها نمیکند. حافظ آهنگ شعرش را با وزن مطابقت نمیدهد زیرا این وزن نیست که با هجای کشیده و تغییر کمیت «واکه» نسبت به وزن فاصله بگیرد.
عظیمی خاطرنشان کرد: برای موسیقی شعر چند مقاله با اهمیت از خانلری و کتاب «موسیقی شعر» را از شفیعی کدکنی داریم که نکتههای ارزشمندی را دربردارد؛ ولی برخی دیگر از کتابها مبنای علمی ندارد و من کوشش کردهام به موسیقی شعر دست یابم که چرا بعضی از اشعار حماسی، غمگین و یا شاد هستند زیرا وزن شاد و غمگین برای من ناشناخته بود.
وی به زیباترین غزل حافظ اشاره کرد و گفت: زیباترین و استثناییترین غزل حافظ را نمیتوان جست؛ ولی موسیقیاییترین بیت حافظ را میتوان در این مصرع «من که شبها ره تقوا زدهام با دف و چنگ» دید که استاد سایه آن را کشف و شفیعی کدکنی نیز در کتاب «موسیقی شعر» خود این مسأله را مطرح کرد. در این مصرع کمتر تکرار واکهها آمده است.
وی افزود: طرحهای آوایی در قرآن کریم نیز مشاهده میشود و در سوره «شورا» میبینیم که ۱۰ فتحه پشت سر هم میآیند. ما باید ویژگیهای صوتیای را که در شعر پنهان است کشف کنیم تا بتوانیم موسیقی اشعار بزرگان را در وزنهای مختلف تشخیص دهیم.
حافظ، اعتدال را میپسندد
دکتر سعید حمیدیان استاد ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در روز دوم همایش «گفتوگو با حافظ» به مسأله «نوعی ایهام در کل بیت» پرداخت و گفت: قرن ۸هجری قمری، قرن ایهام است و عموم شاعران این قرن، ایهامباره هستند. شکی نیست در میان رعایت اعتدال و آن چیزی که ارتباط با اندیشه شاعران دارد، مسألهای نهفته است.وی افزود: ایهام را به عنوان قضیه غالب و مسلط در شعر حافظ میشناسیم ولی اگر حافظ را با دیگر شاعران سده ۸ هجری قمری قیاس کنیم میبینیم که بسیار محافظهکار است و در اشعارش نمیخواهد که از کلمات ایهامی استفاده کند و این مسأله برای او از اهمیت خاصی برخوردار است.
وی به اشعار خواجو نیز اشاره کرد و گفت: در سده ۸ هجری قمری ما خواجو را داریم، خواجو پیش از حافظ میزیسته و تأثیر بسیاری بر او این شاعر غزلسرا گذاشته است. به گمان من خواجو شاعر خلاقی است و ذهن خلاقی دارد و سازنده و ابداعگر خوبی است؛ ولی در مسأله ایهام، حد را نمیشناسد و افراط میکند، شعرهایی دارد که نفس آدم را میگیرد. هنگامی که صحبت کرمان و ایوب میآید حتما باید قضیه کرم و کرمان و ایوب با هم مطرح شود و این تکرار باعث میشود که هوایی نفسگیر از تکرار خود ایجاد کند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: خواجو التزام میکرده و حتی زمانی که غزل میگوید تک تک کلماتش ایهام داشته است. شاعر باید در نظر بگیرد یکی از مسایل مهم در شاعری رعایت حد است. حافظ با این که به ایهام شهره است ولی هرگز به خود اجازه نداده که کلام را در این حالت بسراید.
وی افزود: حافظ چونان که همه میدانند انواع و اقسام ایهام را دارد، ایهام ساختاری، لفظی، خطی، ترجمه و… اما غرض من از این نوع ایهام، ایهامی است نه در حد واژه بلکه ایهامی که در کل بیتها آمده و حافظ خواستار آن است. قرن ۸ هجری قمری شاعرها روی دست هم بلند میشوند و خواجو نیز به دلیل آن که بر سر شاعران دیگر چیره شود آن بلاها را بر سر اشعار خود آورده است و من نمونههای متعددی از اشعار خواجو استخراج کردهام.
حمیدیان در ادامه سخنانش خاطرنشان کرد: در برخی مواقع کل بیتها ایهام دارد و برخی الفاظ کل بیت را دگرگون میکند و بعضی دیگر نیز هر ضلع آن معنایی را در خود نهفته دارد. جرعه در شعر به معنای دعای صبحگاهی میآید و در قرآن کریم این مسأله بسیار آمده است که در سحرگاه استغفار میکنند، ندبه میخوانند و نیایش میکنند و در شعر فارسی از همین استغفار مایه گرفتهاند و دعای صبحگاهی را به جرعه تبدیل کردهاند.
وی در ادامه سخنانش افزود: دم زدن یعنی جرعه زدن و جرعه بالا انداختن. سنایی میگوید که جرعه یعنی دعای سحرگاهی. دُرد نیز معنای اوراد صبحگاهی میدهد که در سنت شعر فارسی بیان شده است. «خُمها همه در جوش و خروشند ز مستی» یک ایهام ساختاری دارد که شارحان ما سر این مسأله اختلاف داشتهاند، حسینعلی هروی معتقد است این می، می انگوری است و این مسأله ایهام را میرساند اما سید محمد راستگو میگوید بر عکس این باده انگوری نیست بلکه باده حقیقت، خدایی و وحدت است.
این استاد دانشگاه یادآور شد: شاعر در این مصرع با این مسأله بازی کرده و در همه جای اشعارش از واژه فنا استفاده کرده است. در این جا معلوم نیست که فنای عرفانی است یا فنای جسمانی. شاعران قرن ۸ به دنبال نوعی ایهام میگردند که مخاطب را بین دو معنی سرگردان کنند؛ در صورتی که معنای دیگری وجود دارد که ذهن را به سمت دیگری از معنا بکشاند.
مرزبندی واژهها در اشعار حافظ کار مشکلی است
سپس دکتر سید حسن شهرستانی، معاون پژوهشی بنیاد ایرانشناسی درباره «مدارا و مروت در گفتوگو با حافظ» سخن گفت.وی بحث مدارا و مروت را در شعر حافظ کاوید و افزود: ایهام وجه خاص شاعران قرن ۸ هجری قمری است و اوج ایهامهای زیبا در اشعار آنها مشاهده میشود. بسیاری از ابیاتی که این شاعران مطرح میکنند وجه ایهامی دارد. مطرب عشق، نگاه سرو و… کاربرد اصطلاحی در اشعار حافظ دارد.
وی افزود: مدارا و مروت تداعی کننده نیت حافظ است و در بیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدار» این مسأله به روشنی آشکار است. اگر به مفهوم مروت در این بیت بنگریم با فتوت همراه است. فتوتنامهها در قرن ۴ هجری قمری به کار رفتهاند. به این دلیل نگاه ما باید به اشعار شاعران مفهومی باشد نه نگاه واژهای.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ما وجوه شخصی حافظ را نمیتوانیم به ادب، هنر و عرفان و… تفسیر کنیم؛ اما هنر آن است که حافظ به بیان لطیف و هنرمندانه مطرح شود. بردباری و تسامح که به مدارا نزدیک است در اشعار حافظ مشاهده میشود و فردوسی نیز مدارا را برادر خرد میداند و تعبیری که به روایات اسلامی نزدیک است این مسأله را در بردارد که همواره علم را با حلم همسو میدانند و علم را در فرهنگ اسلامی با مدارا آوردهاند.
وی به اشعار حافظ اشاره کرد و مروت و مدارا را در سروده این شاعر غزلسرا بسیار پررنگ دانست و گفت: مدارا ۱۵۱ مورد، مروت و عیاری ۹۲ نمونه در اشعار حافظ مشاهده میشود و ۵۳ مورد نیز ترکیبی از هر دوست.
وی به تفاوت صبر و حلم اشاره کرد و گفت: صبر با حلم تفاوت بسیاری دارد. صبر شکیبایی پس از حادثه است؛ اما حلم خویشتنداری پیش از حادثه است و مروت از عناصر عدالت بهره میجوید. انسانها از عدالت میافتند اگر اهل مروت نباشند و توجه به نیکیها و دوری جستن از بدیها نیز میتواند عدالت را به همراه آورد. مروت، عمیقتر از مدارا به مسأله نگاه میکند و مدارا کنار زدن حوادث و یا از کنار حوادث گذر کردن است.
شهرستانی نمونههایی را از ترکیب مروت و مدارا از اشعار حافظ برای حاضران در جلسه خواند و مناعت و عزت نفس را در اشعار حافظ بسیار دانست و گفت: مرزبندی واژهها در اشعار حافظ کار مشکلی است؛ زیرا حافظ واژهها را با نظم خاصی در اشعارش استفاده کرده است.
نقاشان در طول تاریخ نسبت به حافظ جفا کردهاند
آیدین آغداشلو، نقاش، نویسنده و طراح در همایش «گفتوگو با حافظ» درباره «تصویرگران حافظ»، گفت: ارتباط نقاشان و حافظ شاید نگاه دیگری باشد به یکی از بزرگترین و والاترین پدیدههای فرهنگ ایران قدیم. نقاشی قدیمی ایرانی یعنی نگارگری سابقهای طولانی دارد ولی تصویرگری برای دیوانهای شعرای بزرگ چندان سابقهای در ایران ندارد.وی که عصر روز یکشنبه (۱۹ مهرماه) در تالار اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب سخن میگفت به قدیمیترین نمونه نگارگری اشاره کرد و افزود: در طول تاریخ قدیمیترین نمونه نقاشیها به «ورقه و گلشاه» اختصاص دارد که از عصر سلجوقی فراتر نمیرود. همچنین شاهنامه فردوسی در دورههای مختلف تصویرگری شده است و از قرن ۷ هجری قمری دورتر نیست که صحبت نقاشی برای دیوان حافظ مطرح میشود.
وی افزود: میان هنرهای مختلف ایران نزدیکی بسیاری وجود دارد، آواز و موسیقی، موسیقی و نقاشی، موسیقی و ادبیات، هنرهای تجسمی و معماری که در هر بخش این هنرها ارتباط نزدیکی وجود دارد. در گذشته نقاشان موظف بودند که آثار ادبی را تصویر کنند و تصویرگری جزو هنر خاص ایران است؛ ولی نگارگری در آن نادیده شده است. نگارگری برای روشنتر کردن یک داستان، قصه و متن به کار میرود و پیچیده بودن آن را آشکار میکند.
این هنرمند خاطرنشان کرد: هنگامی که به تاریخ نقاشی ایران نگاه میکنیم میبینیم بیشتر شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی نگارگری شده است و مثنوی مولوی بسیار کم نقاشی شده، حتی ۱۰ نسخه در دست نداریم که مثنوی را مصور به تصویر کشیده باشد. در طول فرصت تاریخی برای نقاشان، مثنوی مولوی نگارگری بسیار کمی دارد و این مسأله به علت تقدس مثنوی است. قرآن کریم غیر قابل تصویرگری تشخیص داده شده و برای شاعران قدیمی، مثنوی باید گنجی برای تصویرگری و منبع خلق و نقاشی میشد؛ ولی به علت تقدس آن بسیار کم طراحی شده است.
وی افزود: سفارش نگارگری انگیزه اصلی نقاشی برای دیوان شعرای بزرگ بوده و استنباط هنرمند تصویرگر با شعر و جهان شاعر، مضامین قصهها و حکایتها یکی از علل نزدیکی هنرمند و نگارگر با شعر شاعران است. در گذشته یک کتاب مصور خطی، گرانبها بوده و این ارزش تا به امروز نیز ادامه دارد. برای ما مشخص است که یک هنرمند نمیتوانسته یک دیوان را با تصاویر صفحهای، به تصویر کشد و دین خود را به شاعر ادا کند.
این طراح و هنرمند در ادامه سخنانش یادآور شد: آیا در گذشته جایگاه حافظ شناخته شده نبود؟ گمان میکنم که این طور نبوده و به جز معشوق امکانات تصویرگری دیگری نیز داشته است. ولی میبینیم که دیوان سعدی و نظامی بسیار بیشتر از اشعار حافظ تصویرگری شده است. تصاویری که از دیوان حافظ مشاهده میشود متناقضنماست. باید بدانیم که دیوان حافظ قابل تصویرگری است.
وی افزود: بوستان و گلستان یکی از مجموعههایی است که پر از حکایت است ولی در دیوان حافظ هر کلمه پر از حادثه است و برای هنرمند نقطه عطفی به شمار میآید. البته در مواردی میبینیم که به سادهترین وجه از یک غزل که باید تصویر شود میگذرند و آن را عادی تصویر میکنند و هر غزل با عشاق تصویر میشود که جوی آب، درخت، سرو و معشوقی با جامی در دست است که رایجترین اشکال بوده و بیشترین تصاویر از همین مضمون برخوردار بوده است. هنرمندان گذشته تنها در نقش عشاق و باغ بهشت خلاقیت داشتهاند؛ ولی برای اهل تحقیق مشخص است که تکلیفی عظیم را به سادگی رها کردهاند.
آغداشلو خاطرنشان کرد: ما در گذشته هنرمند با استعدادی به نام «جنید» را میبینیم که نوع دیگری عمل کرده است و یکی از قدیمیترین کارهای او دیوان «سلطان احمد جلایر» است که نقاشیها را به حاشیهها میرساند و بسیار ظریف نگارگری میکند و از زندگی، روشنایی و بزم و رزم، نقاشی زیبایی در حاشیههای دیوان میکشد. در حاشیه رنگ به کار نمیرفته تا چشم از خواندن متن منحرف نشود.
وی افزود: ما در دوران حافظ نسخه تصویری را نمیبینیم، تا دوره تیموری که آغاز نگارگری ایران است. به آغاز قرن ۱۰ هجری قمری که میرسیم میبینیم تعداد سفارشات نگارگری برای دیوانها بیشتر میشود و تعداد زیادی نقاش به این کار گمارده میشوند. نقاشی بسیار مشهور «سلطان محمد نقاش» در نیمه اول قرن ۱۰ هجری قمری که از دیوان حافظ تصویری را نگارگری کرده نمونهای است که در آن حکایت حافظ با نقاشی هنرمند هم سو است.
این طراح و هنرمند در ادامه سخنانش افزود: در این دیوان «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» نگارگری شده است. حافظ در این طرح پیری سالخورده است که در گوشهای نشسته و کتابی در دست دارد و در آن هیاهوی انسانها که همه مست در هم پیچیدهاند تنها در کنجی نشسته و دیوانش را در دست گرفته است و سه قلندر با چهرههایی مضحک نشستهاند و کف میزنند. در این طرح نگارگر از جزء به کل رفته است.
وی افزود: هنرمند در این نسخه خطی به بزم و رزم اکتفا نمیکند و بسیار زیبا نقاشی این بیت حافظ را طراحی میکند و عبودیت نقاش را در قاب تصویر میکشد. با این تصویر، نگارگر ادای دین به شاعر میکند و به کل افلاک دست مییابد. شاید آن نگارگر مانند باقی نقاشان تصور نمیکرده که بتواند با نقاشی خود جهان آفاق حافظ را به تصویر کشد و بحری را در کوزهای بریزد.
این نویسنده یادآور شد: شاید قصهگو بودن یک شاعر برای نقاش امکان بیشتری فراهم میکرده تا جهان بیشکل قابل تصویر را به نوعی تصویر کند. نگارگری که بخواهد دیوان حافظ را تصویرگری کند باید مجموعهای از رنگ، نور و… را در هم تنیده به تصویر کشد.
آغداشلو به نکتهای مهم در تصویرگریهای نقاشان اشاره کرد و گفت: برخی اوقات بر اساس خواست خوشنویس، نقاشی تصویرگری هم میشود. خوشنویسها جایی خالی در دیوان برای تصویرگر میگذاشتند و انتخاب نقاشی به عهده تصویرگر نبود که بخواهد با آن ابیات هم سو شود.
وی افزود: در طول زمان حرکت بیشتر قهقرایی شده و از قرن ۱۲ هجری قمری تصویرگری دیوان حافظ به مسألهای تبدیل شد که با گذشت زمان سادهتر و پیش پا نگارگری میشد و از قرن ۱۳ نمونه قابل ذکر را به یاد نمیآوریم که غزل حافظ را بخواهد به تصویر کشد.
آغداشلو یادآور شد: نکته جالب این که در دوران ما شاید با کشف مجدد حافظ تحولی دیگری آغاز شد که با اشعار حافظ فال میگرفتند و توجه عموم به اشعار حافظ و فالنامهها بسیار بیشتر شد. ولی چرا هیچ شاعر و مفسری نمیگوید که چرا شعر حافظ خوب است و آفاق شعر حافظ در کجاست؟ از زمانی که علامه قزوینی و قاسم غنی دیوان منقح و جذاب حافظ را چاپ کردند اشعار حافظ با استقبال عمومی آشکار مواجه شد؛ ولی تصویرگری دونتری نیز در قاب تصویر نشست که نیمرخ زنی را نشان میداد که گریه میکرد و پیرمرد مسنی زانو زده و پای بانوی زیبا را میبوسید. همه تصاویر به این حد نزول کرده است.
وی در پایان سخنانش افزود: بعد از سپری شدن این دوران و به ظهور رسیدن استادان نگارگری، کار تصویرگری رونق یافت؛ زیرا در گذشته یک بیت حافظ را نمیتوانستند به درستی بخوانند چه برسد به این که بخواهند رازهایی را از اشعارش به تصویر کشند. از دوره استاد فرشچیان به بعد مسایل جهانی و پیش پا افتاده به هدف جهانبینی به تصویر کشیدند.
نیچه، سر تعظیم فرود میآورد در برابر حافظ
دکتر غلامحسین ابراهیمیدینانی در همایش «گفتوگو با حافظ» درباره «عقل و عشق در گفتوگو با حافظ» گفت: همه میدانیم که حافظ را دوست داریم و بعد از قرآن کریم کمتر خانهای است که حافظ نداشته باشد. از یک عامی تا یک فیلسوف بزرگی مانند نیچه دوستدارحافظ اند و با اشعارش ارتباط دارند.وی افزود: نیچه کلامی درباره حافظ دارد که ای حافظ، تو که این همه از می حرف میزنی چه میخواهی از می، تو همان می هستی که با اشعارت عالم و آدم را مست میکنی، نیچهای که افلاطون را تحقیر میکند و با زبان فارسی آشنا نیست و موسیقی نیز نمیداند در پیام حافظ چه میدیده است؟
این فیلسوف ایرانی در ادامه صحبتهایش گفت: اگر از افراد مختلف بپرسی که چرا حافظ را دوست دارند مگر چه چیزی در اوست که در دیگر شاعران نیست، هر چه فکر کنند نمیتوانند پاسخ درستی بیابند. موسیقی، ایهام، ترکیب الفاظ که عالم صورت و هنر است به یک طرف، عالم معناست که در اشعار حافظ بسیار مهم است و در تصویر نمیآید. معنا نمیتواند در تصویر بیاید زیرا معنی از لفظ هم بالاتر است و عالم معنای حافظ بسیار گستردهتر است.
وی به بیتی از حافظ اشاره کرد و افزود: «عاشق و رند و نظر بازم و میگویم فاش/ تا بدانی که به چندین هنر آراستهام» حافظ مستی را هنر میداند آیا می انگوری خوردن هنر است؟ نه. هنر اصلی حافظ، مستی معرفت است، این مسأله هنر اصلی حافظ را میرساند. آیا نظربازی یعنی چشم چرانی؟ نظربازی یعنی نگاه و رویت که بتوانی با چشم بصیرت جهان را بنگری.
دینانی خاطرنشان کرد: فاش گفتن بسیار ارزشمند است، پنهان نکردن، ریا نکردن ارزشی است که در حافظ میتوان یافت. همه حافظ ضد ریاست و پیام حافظ نیز از این مسأله مستثنی نیست و همه صدق است. گفتار نیک و صدق در فرهنگ ما از ابتدا بوده است. هزاران سال پیش در درازنای تاریخ و تاریخ پیش از اسلام نیز ما با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک آشناییم و این مسأله را از زرتشت به یادگار داریم. هنگامی که پندار نیک باشد گفتار هم نیک است و گفتار و پندار نیک، کردار نیک را همراه خواهد داشت.
وی اشعار حافظ را ساحتی معنوی دانست و گفت: این هنر حافظ و ساحت معنوی اوست که سخنانش صدق و نیک باشد. فضای معنوی و عقلانی حافظ را به تصویر کشیدن سخت است. این اندیشه تصویرگران ما را میرساند که در این وادی گام نهادن بسیار مشکل است، زیرا حافظ از عالم معنا تصویرگری میکند.
مؤلف کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» یادآور شد: همه قدرت در دست خداوند است ولی این مسأله بسیار مهم به نظر میرسد که آیا انسانها میتوانند خودشان را بسازند یا خدا ما را میسازد؟ و در پاسخ به این پرسش میگوید، هنر انسان به این است که بتواند خودش را بسازد. جبرئیل و میکائیل فرشتههایی اند که هیچ تغییری نکردهاند تنها موجودی که میتواند خود را بسازد انسان است و اگر نتواند در این عرصه قدم بگذارد، هیچ است.
وی به سخن برخی از بزرگان اشاره کرد و گفت: برخی از بزرگان در تعریف انسان سخن عجیبی زدهاند که «انسان آن موجودی نیست که اکنون هست؛ بلکه انسان آن موجودی که اکنون نیز نیست، هست» حافظ میگوید که من پرگارم و نقطه. او درست گفته است؛ زیرا این دَوران مسوولیت میآورد.
مؤلف کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» خاطرنشان کرد: تاریخ نیز دایره است زیرا از نقطه هستی آمدهایم و به آن نقطه بازمیگردیم. آن آغاز و انجام کجاست؟ تمام سخن حافظ همین کلمه است و با نقطه و دایره و پرگار در اشعارش بازی میکند تا نکتهای را به انسانها آموزش دهد.
همایش دو روزه «گفتوگو با حافظ» عصر روزهای شنبه و یکشنبه ۱۸ و ۱۹ مهرماه در سالن اجتماعات مرکز فرهنگی شهر کتاب برپا شد. این همایش به همت شهرکتاب مرکزی، دانشنامه فارس و موسسه آموزش عالی حافظ شیراز برگزار و استادان و حافظشناسان به سخنرانی و ارایه مقاله در مبحثهای گوناگون گفتوگو با حافظ پرداختند.
در روز نخست همایش «گفتوگو با حافظ» علاوه بر سخنرانی مهدی فیروزان؛ مدیر عامل شهر کتاب و علی اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی شهر کتاب، کوروش کمالیسروستانی به بررسی کارنامه حافظپژوهی در قالب «ده سال با حافظ» پرداخت. دکتر بهاءالدین خرمشاهی به «استشهادهای ظریف به ابیات حافظ»، دکتر اصغر دادبه «حافظ و اصلاح اجتماعی»، دکتر مهدی محبتی «دانش و رندی در گفتوگو با حافظ» و دکتر حسن بلخاری «نسبت زیبایی و حقیقت» در شعر پرداختند.
در روز دوم همایش نیز آیدین آغداشلو درباره «تصویرگران حافظ»، دکتر سعید حمیدیان «نوعی ایهام در کل بیت»، دکتر سیدحسن شهرستانی «مدارا و مروت در گفتوگو با حافظ»، دکتر علیاکبر احمدیدارانی درباره «حافظ نامه» و غلامحسین ابراهیمیدینانی درباره «عقل و عشق در گفتوگو با حافظ» سخن گفتند.