بسیار مفتخرم که در آستانه اول اردیبهشت ماه جلالی در کنار آرامگاه سعدی، در جمعی که دلها به یاد او میتپد، فرصت سخن گفتن از سعدی به دست آمده است. من از جانب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، از مردم با ذوق شیراز و مسئولان فرهنگ شناس این شهرکه روزی را به نام روز سعدی تعیین کردهاند تا همه ساله در آن روز با سعدی تجدید پیمان کنیم، سپاسگزاری میکنم.
مردم شیراز هر چه نسبت به سعدی قدرشناسی کنند، جا دارد. برای آنکه سعدی به گردن شیراز و شیرازیها خیلی حق دارد. سعدی یک شاعر جهانی است. او با جهانی بودن خودشیراز را هم جهانی کرده است. هر جا که نام سعدی در کار است او را به عنوان سعدی شیرازی میشناسند. این است که امروز اگر مردم شیراز روزی را در سال، به نام او نامگذاریکنند، در حقیقت اندکی از حق بسیاری را که او بر گردن آنها دارد، ادا کردهاند. برای آنکه از جهانی بودن سعدی تا اندازهای آگاه شوید، حضورتان عرض میکنم که در کتاب روزنامهخاطرات سومین سفر ناصرالدینشاه به فرنگستان که در سال ۱۳۰۶ هـ.ق. اتفاق افتاده، ناصرالدینشاه از رییس جمهور فرانسویی نام میبرد که با او ملاقات داشته و نام این رییسجمهور «سعدی کارنو» بوده است. من موقعی که آن کتاب را میخواندم حیرت کردم که رییس جمهور فرانسه در ۱۱۰ ـ ۱۱۵ سال پیش به چه علت نامش سعدی بوده است؟ تا اینکه ماجرارا در کتاب ارزشمند «از سعدی تا آراگون» دکتر جواد حدیدی خواندم و از زبان ایشان هم شنیدم که این رییس جمهور پدر بزرگی داشته که سخت شیفته سعدی بوده به همین دلیل نامیکی از فرزندان خود را سعدی گذاشته بود، اما آن فرزند در جوانی از دنیا میرود. پسر دیگر آن پدر بزرگ که عشق پدر خود را به سعدی میدانسته، نام فرزند خود را مجدداً سعدیانتخاب میکند. آن طور که من به یاد دارم در پاریس ظاهراً چهار خیابان در حال حاضر به نام سعدی وجود دارد. این یک نمونه از جهانی بودن سعدی است. بنده به جهت علاقه وسابقهای که در آموزش و پرورش دارم و وظیفهای که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر عهده دارم، از این فرصت فرخنده برای طرح یک نکته استفاده میکنم و آن جلب توجهحاضران ارجمند به توان آموزشی سعدی در تعلیم زبان و ادبیات فارسی است. همه میدانیم که امروزه شکوههای بسیاری از ناتوانی درس خواندهها در سخن گفتن و در نوشتن وجوددارد. این یک واقعیت است که بسیاری از تحصیل کردههای دانشگاهی ما نمیتوانند مقصود خود را چنانکه باید ادا کنند و بسیاری از آنها از عالم شعر و ادب فاصله دارند. گاه اتفاق افتادهکه در یک مصاحبه استخدامی از داوطلبان خواسته شده که لااقل یک بیت شعر بخوانند و داوطلب استخدامی حتی نتوانسته یک بیت شعر از حافظه خود نقل کند. این واقعیت تلخی است وهمیشه باید از این حیث نگران بود.
من در عین اینکه اصل وجود چنین مشکلی را تأیید میکنم، عرض میکنم که یک راه برای غلبه بر این مشکل، تجدید عهد با سعدی است. بنده نمیخواهم مسئله آموزش زبان و ادبیاترا بیش از حد ساده کنم. البته این یک پدیده اجتماعی و یک مسئله آموزشی پیچیده است و از راههای گوناگون باید برای حل آن چاره اندیشی کرد، اما قطعاً یک راه، آشتی با سعدی و آثارسعدی، خصوصاً گلستان و بوستان است. من بر این باورم که سعدی آموزگار یگانه و همیشگی زبان فارسی است. زبان فارسی به دست سعدی و با کمک آثار سعدی در طول قرنهایگذشته پس از سعدی آفاق گیتی را فتح کرده است. شما به تاریخ زبان فارسی بعد از سعدی در هر جای دنیا که مراجعه کنید، میبینید که مردمان، فارسی را نخستین بار از سعدیآموختهاند. امروز هم در هند و پاکستان، گلستان شیرینترین کتاب آموزشی زبان فارسی است. در تاجیکستان، در آسیای مرکزی، در آسیای صغیر ودر همه قلمرو پهناور فرهنگی ایرانکه بسی فراتر از مرزهای جغرافیایی امروز ماست، این سعدی بوده که نوآموزان زبان فارسی را به خوبی، فارسی آموخته و آنها با خواندن گلستان حلاوت زبان فارسی را چشیدهاند.
ما باید ظرفیت آموزشی گلستان را بشناسیم و دوباره آن را به صورت جدی در کشور خودمان به کار گیریم. درست است که ما امروز به سبک گلستان نمینویسیم، اما راهی کهزبان فارسی بعد از سعدی تا به امروز و مخصوصاً یکصد سال اخیر که دوران ساده نویسی است، پیموده، مسیر تکاملی همان مسیری است که سعدی با انگشت خود به ما نشان داده.یعنی ما در همان جهتی سیر میکنیم که سعدی به ما نشان داده است. سبک سخن امروز ما منطبق بر سبک گلستان نیست، اما معیارهای ما غالباً همان معیارهای سعدی است. ترازویی کهدر دست ماست همان ترازویی است که سعدی ساخته. اصلاً سعدی ترازوی ما در سنجش وزن ادب امروز ماست. در آثار سعدی استحکام، روانی، اعتدال در استفاده از لغات عربی،هنرمندیهای شاعرانه، شیرین کاریهای رندانه و نمکین بودن کلام و گفتار را با هم میبینیم و این همه هنرهای صوری، با هنر اصلی سعدی که دینداری و معنویت و خداشناسی وتوحید و انسانیت و عدالت است، همراه است. تنوع مضامین در آثار سعدی از گلستان و بوستان یک کتاب دلنشین آموزشی ساخته است. تنوعی که برخوردار از نمونههای فراوان آفاقیو انفسی است. آن سفرهای متعدد طولانی و آن انسانشناسی و شناخت احوال درون به مجموعه آثار او تنوعی داده که از این حیث بی نظیر است. باید از این مکان و از این ابزار و از اینتوانمندی بیشتر استفاده کرد.
باید سعدی به جوانان بیشتر معرفی شود و ما نباید با توهم تجدد مآبی از برکت تعلیمی و آموزشی سعدی خودمان را محروم کنیم. خصوصاً در روزگاری که بیش از همهزمانهای دیگر به آموزگاری چون سعدی نیازمندیم.
انتشار گزیدههای مناسب از گلستان و بوستان، همراه کردن این گزیدهها با هنر نقاشی، تذهیب و ساختن برنامههای رادیویی و تلویزیونی و نمایشنامه از گلستان و بوستان از جملهکارهایی است که میشود انجام داد. آخرین نکته این است که میدانم در کنار آرامگاه سعدی و نیز آرامگاه حافظ در این شهر کتابخانهای است. بنده از سالها پیش به مسئولان فرهنگیاین شهر پیشنهاد کردهام و آنها هم در این پیشنهاد به نظر عنایت نگریستهاند که ما باید کاری کنیم که آنچه در دنیا به نام سعدی به صورت کتاب و مقاله، چه به زبان فارسی، چه ترجمهبه زبانهای دیگر منتشر شده، گردآوری کنیم و در یک کتابخانه اختصاصی در کنار آرامگاه سعدی جمع کنیم تاهرمحققی از هر جای جهان، از جمله از ایران خودمان بخواهد دربارهسعدی تحقیق کند، مطمئن باشد که غنیترین گنجینه تحقیق برای سعدی در سعدیه و برای حافظ در حافظیه است.
امیدوارم راه برای تأسیس چنین کتابخانه پرباری باز شود و ما در سالهای آینده در حالی در کنار آرامگاه سعدی، روز سعدی را جشن بگیریم که یک چنین گنجینهای فراهم آمدهباشد.نیز امیدوارم با اصلاح محیط اطراف سعدی یک انگشتری ایجاد کنیم که شایستگی نگین درخشان سعدیه را داشته باشد.