بیشابور یا بیشاپور شهری است قدیمی که در فاصله ۲۳ کیلومتری غرب شهر کازرون در حاشیه رودخانه شاپور و در کنار جاده شاهی که در زمان هخامنشی، تخت‌جمشید را به شوش و در زمان ساسانی به تیسفون متصل می‌کرد و در دامنه ارتفاعات معروف به کوهمره قرار دارد. «بیشاپور، ظاهراً صورت بی‌شاپور می‌باشد که به مرور «بَی» به «شاپور» چسبیده و به شکل «بیشابور» در آمده است. واژه از دو جزء «بَی»، گونه و شکلی دیگر از «بغ»، «فغ» بگ و بیگ است که اصل آن در فارسی باستان baga و در پهلوی bay یا bag به معنی بزرگ، خداوندگار و شاه است و روی هم بی‌شاپور یا بغ شاپور (چنان که به کرات در کتیبه‌های ساسانی هم آمده است) به معنی شاپور بزرگ، یا خداوندگار شاپور می‌باشد».
«ادوارد ج. نیکل معتقد است که «نام این شهر از کلمه فارسی میانه بی‌شاپور šāpūr ‏ Bay به معنای «شاپور نیک ـ عظمت شاپور» گرفته شده است. (ن ک. زوندرمان ـ ص ۵ـ ۲۹۴) این اسم بر روی مهرواره‌ها ( Bullae )، (هرتسفلد، ص ۴۱۸، apur ‏ Byš )، یک مهر و موم ( seal )، (گیگنوس، pwhr ‘ ص‏ Bys ص ۱۵) و در کتیبه‌ای مربوط به قرن پنجم در اقلید که به زبان فارسی میانه است (فرای، ص ۱۵۵، pwhr Byhš ) و در وعظ‌های قبطی ـ مانوی (زوندرمان، ۲۹۴ abahār ‏ Bš ) دیده شده است. هم چنین حروف ص‏ Byš که بر روی سکه‌های ساسانی دیده می‌شود، یقیناً به کلمه بیشابور اشاره دارد. از این رو کلمه «وه شاپور» که در کتاب شهرستان‌های ایران شهر وجود دارد، به نظر درست نمی‌آید».
پروفسور نولدکه آلمانی نیز معتقد است که: «وه اردشیر، پهلوی «به اردشیر» است و معنی آن خانه اردشیر است که وه، همان بِهْ، به معنای خانه و زندگی است. اگر چنین باشد، بیشابور را باید سرای شاپور معنی کرد».
هم چنین برخی معتقدند که به جهت توجه سازندگان این شهر به انطاکیه آن را «به از انطاکیه شاپور» یا «به از اندیو شاپور» نامیده‌اند که به مرور به بیشاپور تبدیل شده است. حمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب (۷۴۰) معتقد است که «بیشاپور در اصل «بنای شاپور» بود و به مرور زمان، به بیشاپور تبدیل شده است».
این شهر در زمان ساسانیان مرکز کوره شاپور بوده و آثار باستانی بسیاری از این دوره و دیگر دوره‌های تاریخی وجود دارد. اطراف شهر از سه جهت کوه‌های عظیمی قرار گرفته و از سوی جنوب شرقی نیز به صحرای وسیعی منتهی می‌شود که رودخانه شاپور از آن جا به سوی خلیج فارس در جریان است. این شهر با دو کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض، مرکز اصلی و اداری کوره شاپور بوده است.مؤلف فارسنامه ابن بلخی معتقد است که به هنگامی که سرزمین پارس تنها استخر بود، بنای شهر بیشابور را طهمورث بن ویونجهان (پادشاه اساطیری ایران) نهاد و نام آن را «دین دلّا» گذاشت و هنگامی که در اثر حمله اسکندر این شهر ویران شد، شاپور اول ساسانی در ۲۶۰ میلادی آن را مجدداً احداث نمود و آن را توسعه داد و نام خود را بر آن گذاشت. حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ه.. می‌نویسد: «شاپور در اصل بناشاپور بود و به مرور ایام از ادغام حروف بشاور شده است».
علی سامی معتقد است که «در ادوار قدیم و دوره هخامنشیان جای شهر شاپور شهری و محل زندگانی بوده ولی آثاری از آن دوران در آن جا دیده نشده. به جای بناهای قدیمی در زمان شاپور اول، شهر بیشابور ساخته می‌شود و گسترش پیدا می‌کند. بقایای کاخ‌ها و آتشکده ساسانی و خانه‌ها و برج‌ها و قلاع‌ها حکایت از اهمیت این شهر در زمان ساسانیان می‌نماید. این شهر در سال ۱۶ هجری، ۶۳۷ م به دست مسلمین فتح می‌گردد و از این هنگام به خرابی می‌گراید و کازرون جایگزین آن می‌گردد».
«اداورد ج. کیل معتقد است که بازدید شاپور از این شهر باید در حدود سال ۲۲۶ صورت گرفته باشد».
هم چنین وی اظهار می‌دارد که: «اغلب ادعا شده است که مهندسان رومی که پس از شکست والرین امپراطور روم، در سال ۲۶۰ به اسارت شاپور درآمده بودند، در ساخت بیشابور همکاری داشته‌اند».
شهر تاریخی بیشاپور اولین شهر روزگار باستان است که دارای تاریخ شهرسازی مکتوب است و این تاریخ، سنگ‌نبشته‌ای است که با دو خط اشکانی و ساسانی بر روی یکی از دو ساقه ستون بیشابور که در مرکز شهر واقع شده، نقر شده است و تاریخ شهرسازی به سال ۲۲۶م تطبیق داده شده، اما نام خود شهر در کتیبه ذکر نشده است، اما به نظر می‌رسد که نام این شهر در زمان شاپور به ازاندیو شاپور یعنی بهتر از انطاکیه شهر شاپور بوده است زیرا در فهرست نام شهرهای زمان شاپور در کتیبه کعبه زردشت هم نام بیشابور دیده نمی‌شود ولی نام ساتراپ وهی انتیوک شاپور آمده است.
به استناد کتیبه کعبه زردشت در زمان شاپور این نام [بیشاپور] معروف بوده است، اما معلوم نیست که چرا بعدها این نام به گندی شاپور، زمان شاپور و جندی شاپور زمان اسلامی اطلاق شده است. طبری هم درباره پادشاهی شاپور می‌نویسد: «آن ناحیه را شهرستانی کرد و نام آن را به ازاندیو شاپور نامید».
لوکونین، باستان شناس روسی با توجه به نقش موزاییک‌های مکشوفه از بیشاپور می‌نویسد: «مضمون نقش‌های موزاییک‌های همزمان خود یکی از بخش‌های انطاکیه بود و بی‌سبب نبود که شاپور شهر خود را ویه‌انتیوخ شاپور، یعنی شاپور به از انطاکیه نامید».
به نظر می‌رسد که پس از درگذشت شاپور (۲۷۲ـ ۲۴۱) بدین شهر نام «به شاپور» یعنی از کارهای خوب شاپور، لقب داده‌اند.
در مورد نام بیشابور قدیمی‌ترین اسنادی که پیدا شده، سکه‌هایی است از پیروز (۴۵۱ ـ ۴۸۴) خسرو اول (۵۷۹ ـ ۵۷۳) خسرو دوم (۵۹۰ ـ ۶۲۸) یزدگرد سوم (۶۳۳ ـ ۶۴۲) که همگی دارای ضرب اختصار شهر بیشابور هستند. سکه‌هایی هم از زمان ساسانی به دست آمده که بر روی آن «وه شاپور» به طور کامل نوشته شده است. در صدر اسلام نیز تا سال ۸۴ه.. نام بیشاپور به خط پهلوی و پس از آن به خط کوفی به صورت «بسابور» ضرب شده است.
نخستین کاوش علمی در بیشابور توسط ژرر سال و پروفسور گیرشمن فرانسوی با تصویب دولت ایران در اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۴ طی ۶ فصل حفاری آغاز گردید و تا حدود سال ۱۳۲۰ نیز ادامه یافت. گیرشمن و نمایندگان اعزامی موزه لوور پاریس مجموعه تحقیقات خویش را در کتابی فرانسوی به نام Blchabmr VOL – ۲ ـ k.GRishman. Paris به چاپ رسانیدند. ضمن این کاوش‌ها، بخش‌هایی از بنای رفیع و مکعب شکل که با سنگ‌های حجاری شده قالبی و بدون ملاط و به صورت دو جداره ساخته شده بود و تالار سرپوشیده‌ای به نام کاخ اختصاصی و جایگاه نذورات و یک ایوان موزاییک که در زیر خاک بود، بیرون آمد. تکه‌هایی از یک مجسمه مرمری مربوط به دوران ساسانی و برخی مسکوکات و قطعات برنزی و مرمری دوران اسلامی نیز کشف شد.
در سال ۱۳۴۷مرکز باستان‌شناسی وزارت فرهنگ و هنر ایران به ریاست دکتر علی‌اکبر سرفراز به ادامه حفاری و مرمت برج و باروی بیشابور پرداخت، چنان که بیش از ۲۷۰ متر از حصار شهر در جبهه شمالی مورد مرمت قرار گرفت.

بیشابور

ادوارد.ج. کیل در مورد این کشفیات می‌نویسد: «در مورد ساختمان‌هایی که به وسیله رومن گیرشمن در فصول پیاپی بین سال‌های ۱۳۱۴ ـ ۱۳۲۰ کشف شد، تنها در موزاییک‌های سنگی کف ساختمان نوعی نفوذ غربی دیده می‌شود». سرفراز بخشی از دیوار اصلی شمال شهر را در محلی پیدا کرد که رودخانه مرز نامنظمی بر روی نقشه و طرح مستطیل شکل شهر به وجود آورده بود. این دیوار از یک سری برج‌هایی گرد تشکیل شده است که به طور منظم و در فاصله‌ای کمتر از یک متر از یکدیگر ساخته شده‌اند. این روش ممکن است از مدل‌های قدیمی گرفته شده باشد. الف ای. ونیتر آن را «دیوار نیمه مدور» نامیده و این نوع دیوار سازی را شیوه‌ای نادر از دوران هلنی می‌داند».
موقعیت و وضعیت جغرافیایی جلگه شاپور (معرب آن شاپور خره است) که از یک طرف به بین النهرین و شوش و تیسفون و از طرف دیگر به فیروزآباد و از دیگر سو به استخر و از سمت جنوب به دریا راه داشت و نیز از لحاظ حاصل‌خیزی و داشتن اراضی کافی و آب فراوان و مناظر زیبای طبیعی و چراگاه موقعیت خوبی داشت، شاپور اول ساسانی را بر آن داشت تا بیشابور را به وسیله اپسای طراح و سازنده، در آن منطقه ایجاد کند به گونه‌ای که با انطاکیه پایتخت روم شرقی رقابت می‌کرد.حصار این شهر به موازات رودخانه، ۱۵ متر پایین‌تر از سطح شهر ساخته شده، قطر دیوار ساخته شده آن در حدود ۹ متر است که با قلوه سنگ و ملاط گچ و با برج‌های پشتبند و توپر و به صورت تزیینی ساخته شده است. این برج‌ها جزیی از الحاقات حصار نیست بلکه جای هر یک از آنها قبلا طراحی شده است. قطر هر یک از برج‌ها که به صورت شبه ستون سراسر دیوار را تزیین نموده، ۷۳۰ سانتی‌متر است و فاصله بین دو برج از یکدیگر ۴۰ سانتی‌متر است که به‌گونه‌ای منظم بر روی آنها شکاف‌های تیراندازی به صورت مزقل جاسازی شده و شهر بیشابور را به دژ نظامی تبدیل کرده است. این دیوار حفاظتی که بیش از ۹ متر ضخامت دارد، در برابر خندق حفاظتی و سنتی پشت حصار مقاوم بوده است و هنگام بروز خطر مورد استفاده قرار می‌گرفته. این دیوار جهت دیده‌بانی نگهبان نیز مورد استفاده قرار می‌گرفته. گر چه این برج و بارو از ابتدا وجود داشته، اما در دوره بیشابور دوم، برخی از این برج‌ها قطع شده‌اند. چنان که گاه از سه برج متوالی، یکی را قطع کرده و فاصله‌ای هشت متری در بین برج‌های دو طرف دیوار به وجود آورده در آن مزقل‌های بسیار ساخته شده است. چهار دروازۀ: شهر، هرمز، مهر و بهرام به همراه دو آتشکده و گنبد در این شهر ساخته شد. این شهر نقشه و طرحی به شکل مستطیل چهار ضلعی داشته که از سویی به دیوار محوطه و خندق‌ها محدود بوده و به کوهی تکیه کرده و سوی دیگر آن را رودخانه فرا گرفته بود. این شهر دارای محله‌هایی بود که حدودی معین داشته و خانه‌های اشراف در میان باغ‌های آن قرار می‌گرفته. دو خیابان شمالی ـ جنوبی و شرقی ـ غربی در مرکز شهر یکدیگر را قطع می‌کرده. در زوایای قائم خیابان‌ها و کوچه‌های منشعب شده آن، کاخ‌های سلطنتی با تزیینات گچ‌بری، ایوان‌ها و پرستشگاه‌ها و تالارهای پذیرایی دیده می‌شود. در مجموعه این شهر، بناهای متعدد از جمله حصار شهر، دو ایوان موزاییک، تالار تشریفات، بنای یاد بود، کاخ شاپور ساسانی (والرین) و یک مدرسه علوم دینی از قرن چهارم هجری مربوط به دوره آل بویه کشف شده است. بافت بناهای بیشابور از مصالح معماری محلی یعنی لاشه‌های سنگ‌های طبیعی، قطعات سنگ‌های حجاری شده، سنگ‌های تیشه‌ای و سوکدار آجر و خشت است، به استثنای دو ستون یکپارچه سنگی بنای یادبود شاپور که در مرکز شهر قرار گرفته و در آن از پوشش‌های مختلف طاقی شکل به صورت گنبد و طاق‌های استوانه‌ای و گهواره‌ای و ضربی و سقف مسطح استفاده شده است. پس از بررسی‌ها و کاوش‌های مختلف در این شهر، به نظر می‌رسد که هسته مرکزی و کانون اصلی شهر و مقر درباریان در جبهه شمالی یا به اصطلاح ارک و کهندژ قرار داشته و شاید شاخه‌ای از حصار شهر نیز آن جا را محصور می‌کرده و خیابان شمالی ـ جنوبی شهر که از حاشیه این کاخ‌های اختصاصی و پذیرایی و ایوان‌های مزیّن به موزاییک می‌گذشته، به طور غیرمستقیم راه ارتباطی اکراپل را با سایر مناطق مسکونی و سیاسی و اداری به وجود می‌آورده است. این شهر با دو کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض، به صورت یک دژ سیاسی ـ نظامی مورد استفاده بوده است.

کاخ شاپور ساسانی (والرین): این کاخ با تالاری هشت گوش در ۱۵۰ متری شرق تالار تشریفات ( تالار تشریفات) قرار دارد. این کاخ به سبک معماری ساسانی از قلوه سنگ و ساروج ساخته شده، جدار داخلی از سنگ‌هایی به ابعاد ۷۰ سانتی متر و ۴۵ سانتی متر ساخته شده است. این کاخ که به اندازه یک متر بالاتر از سطح معبد آناهیتا ( —> معبد آناهیتا) قرار گرفته، دارای راهروهایی در چهار طرف است. گرداگرد کاخ گچبری‌هایی ظریف و سفید صورت گرفته است. کف تالار کاخ با گچ‌کاری‌هایی رنگین سیاه، آبی و قرمز، اندود گردیده است. بر روی برخی از سنگ‌ها علایمی دیده می‌شود که احتمالاً علایم سلطنتی ساسانی است. تمام قسمت‌های کاخ دارای نقش برجسته و کنده کاری‏ است. چند قطعه موازییک نفیس مربوط به ازاره‌های ایوان مجاور این تالار ضمن کاوش‌های زمستان سال ۱۳۱۹پیدا شد که چند قطعه آن به موزه ایران باستان تهران و موزه لوور فرانسه منتقل شد. این موزاییک‌ها از سنگ‌های کوچک رنگین ساخته شده و بیانگر هنر در دوران ساسانی است. در میان نقوش طراحی شده در موزاییک‌ها، تصویرهایی از رامشگران، نوازندگان، فرشته و مرغ دیده می‌شود.

معبد آناهیتا: آتشکده یا پرستشگاه آناهیتا، الهه آب و باروری است که ستایش آن همراه با ستایش آتش بوده و طرح آن به شکل مکعب مربع است. این معبد شامل تالاری است که هر ضلع آن ۱۴ متر است و از سنگ‌های حجاری شده به ابعاد مختلف و بدون ملاط و به صورت دو جداره به شیوه معماری هخامنشی، به وسیله بست‌های آهنی دم‌چلچله‌ای و خرده سنگ مستطیل شکل به یکدیگر متصل شده، به صورت یکپارچه درآمده‌اند. در سطح جانبی این بنا، فاصله دیوارها که به صورت دو جداره و تقریباً ۲۳۵ سانتی‌متر است، به طور متوسط در حدود ۱۲۰ سانتی‌متر خالی است که این فاصله را از کف تا ارتفاع ۵ متری با خاک و لاشه و سنگ پر کرده‌اند، اما کف این بدنه را برای جلوگیری از نفوذ رطوبت آب با قشری از ملاط آهک و شن که به صورت ساروج درآمده، شفته‌ریزی و زیرسازی کرده‌اند. سازندگان بنا برای جلوگیری از نفوذ آب و رطوبت، فاصله بین دو جدار را با خاک نرم پوشانده‌اند تا در اثر فشردن خاک، مقاومت آن بیشتر شود. قطعات سنگ‌هایی که در قسمت پایین بنا کار شده، بزرگ‌تر از سنگ‌های قسمت بالاست به گونه‌ای که تعداد ردیف سنگ‌ها در ارتفاع ۵ متری بدنه ۱۶ قطعه است در صورتی که در ارتفاع ۱۰ متری تعداد آنها به ۲۰ قطعه می‌رسد. این معبد دارای چهار در ورودی است و گرداگرد آن را چهار راهرو فرا گرفته که در آن جوی‌های کوچکی جریان داشته. ارتفاع هر یک از این راهروها ۵۷/۳ متر و عرض آن ۱/۶۰ متر است.

بیشابور

این بنا دارای سنگ‌های بزرگ یک پارچه به صورت چهارچوب در به بلندی ۴ متر و پهنای ۶۰ سانتی‌متر به سبک معماری تخت‌جمشید است، شیوه اتصال درگاه‌ها به طریق فارسی و خاص دوران ساسانی است. نعل درگاه‌ها در قسمت پیشانی ورودی به صحن داخلی حدود ۲۰ سانتی‌متر به صورت قرنیز جلوآمدگی و برجستگی دارند و تاج بالای درگاه‌ها همانند تاج‌های تخت جمشید دارای حجاری‌های شیاری است. بر فراز هر یک از این درگاه‌ها نیز قوس یا هلالی زده شده که در حدود ۱۵ سانتی‌متر خیز دارد. بر روی دیواره شمالی بدنه معبد چهار مجسمه گاو به صورت دو پشته نصب شده که هم‌اینک دو مجسمه آن به خوبی پیداست. اطراف بنا را دالان‌هایی احاطه کرده که گردش گرداگرد آن را آسان می‌نماید، ولی تنها از دالان جنوبی برای ورود به صحن مرکزی و انجام مراسم دینی استفاده می‌شده. این دالان‌ها سرپوشیده و تاریک بوده و فقط به وسیله نور ساطع از صحن مرکزی روشن می‌شوند. در دو طرف دالان جنوبی دو درگاه تعبیه شده که به دالان غربی و شرقی راه می‌یابد. هر یک از این دالان‌ها ۲۲ متر طول و ۸۳/۱ متر عرض دارند. دالان جنوبی تنها ۹۰ سانتی‌متر عرض دارد. طاق پوششی همه دالان‌ها ضربی است و در ارتفاع ۵ متری بقایای پاکار قوس طاق سراسر دالان‌ها را فرا گرفته است. ادوار.ج. کیل می‌گوید: «سرفراز با یافتن کانال آبی که از رودخانه به این ساختمان متصل می‌شود، تعلق این معبد به آناهیتا را اثبات کرد». سطح این معبد در حدود ۷ متر از سطح زمین پایین‌تر است که به وسیله بست و چهار پلکان سنگی به پهنای ۲/۳۰متر و بلندی ۲۵ سانتی‌متر می‌توان به درون آن راه یافت. این پلکان‌ها و بدنه معبد هم اینک سالم مانده و خاک‌های زاید آن برداشته شده است. پوشش راهروی پله‌دار از سنگ‌های حجاری شده قالبی و بدون ملاط و هم‌آهنگ و متناسب با خود بنا ساخته شده است. نماسازی و قوس طاق آن هلالی شکل است و طرح آن از نمونه حجاری دوره ساسانی است، اما استفاده از نیم قوس‌های هلالی در پوشش آن موجب شده تا برخی از باستان شناسان، تأثیر پذیری معماری این بنا از معماری غربی و رومی را عنوان کنند. قطر چهار دیوار اطراف آتشکده در حدود ۲/۳۰ متر است.

بیشابور

ضمن کاوش‌های درون این معبد آشکار شده که این پرستشگاه فاقد سطح مسطح بوده و با آن‌که دارای شکل و طرحی چهارگوش است، اما بر فراز آن گنبدی وجود نداشته. برای احداث این معبد، محوطه‌ای به ابعاد ۷×۲۳×۲۷ متر خاکبرداری شده است و برای جریان یافتن آب رودخانه شاپور که در فاصله ۲۵۰ متری آن قرار داشته، این معبد را در حدود ۷ متر از سطح زمین پایین‌تر ساخته‌اند. بدین سبب سنگ دستگاه تنظیم آب را با سه مجرا، در انتهای راهرو شرقی به گونه‌ای قرار دادند که مجرای سمت چپ آب را از جوی باریکی به عمق ۷ سانتی‌متر در طول این راهرو، جاری سازد. در حالی که انشعابی از آن مرکز شرقی وارد صحن مرکزی معبد می‌شد، باقی مانده آب، پس از عبور از کانال حاشیه این راهرو، به محوطه آبگیری رفته و آب اضافه در انتهای راهرو از طریق سنگ دستگاه تنظیم آب دیگری، وارد راهرو غربی معبد شده، به دو شاخه تقسیم می‌شود و همانند راهرو شرقی، طول راهرو غربی را طی می‌کند. مجرای سمت راست نیز همانند مجرای سمت چپ مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما مجرای میانی، به تنظیم شدت آب جریان یافته در دو مجرای دیگر می‌پردازد. این معبد که شباهت بسیاری با معبد هاترا در بین النهرین دارد، از نظر مکان مذهبی بودن، توجه به نیایش فرشته آب و نیز توجه نسبت به دستگاه‌های تنظیم و تقسیم آب، در خور توجه و اهمیت است و از این جهت همانند معبد ناهید در استخر است. تالار مرکزی این معبد با سنگ مفروش شده است. این تالار محل نگاهداری و برافروختن آتش مقدس بوده، اطراف تالار اتاق‌هایی وجود دارد که جهت انجام مراسم دینی مورد استفاده قرار می‌گرفته.
پرستشگاه دیگر: در ضلع غربی خیابان شمالی و جنوبی بیشابور و در فاصله ۵۲۵ متری ضلع غربی آتشکده یا معبد آناهیتا، در میان خانه‌های ویران شده، بنایی با دو ستون سنگی از زیر خاک بیرون آمده است. این ستون‌ها دارای ۳/۳۰ متر ارتفاع و ۷۰ سانتی‌متر قطر در پایین ستون و ۶۰ سانتی‌متر قطر در بالای ستون هستند. بر روی یکی از ستون‌ها پیکره‌ای از شاپور نصب شده است و بر دیگری ۱۶ سطر خط پهلوی ساسانی حک شده است، ترجمه این خطوط عبارتند از: «در فروردین ماه از سال ۴۸ از تاریخ آتش اردشیر و سال سی از آتش شاپور شاه، موبدان سال ۲۴ این است پیکر مزدا پرست خداوندگار شاه شاهان ایران و غیر ایران از نژاد پاک خدایان پسر مزاد پرست خداوندگار اردشیر شاهنشاه ایران از نژاد خدایان نوه پاپک. این آثار توسط آپاسای منشی از شهر حران که شهر و خانواده او می‌باشد برای پادشاه خود مزدا پرست شاپور خدایگان شاه شاهان ایران وغیر ایران از نژاد خدایان است. وقتی که شاهنشاه این پیکر را دید به آپاسای منشی خلعت بخشید از طلا و نقره و یک باغ و یک معبد». تاریخ بنای این ستون مربوط به ۲۲۶ میلادی است.
تالار تشریفات: تالار تشریفات شاپور در فضایی به مساحت ۷۸۱ متر مربع به شکل صلیب و با طرح ۱۶ ضلعی ساخته شده است. این تالار دارای چهار ایوان متقابل و متقارن است که بر فراز آن گنبدی شلجمی شکل با ارتفاعی بیش از ۲۵ متر قرار گرفته است. طول هر یک از ایوان‌ها ۹ متر و عرض آن ۷ متر بوده و به وسیله مدخلی به پهنای ۸۵/۱ متر به رواق‌های اطراف بنا راه می‌یافته‌اند. ایوان شمالی دارای چهار طاقچه با گچبری و رنگ‌آمیزی است که در دو طرف درگاه قرار گرفته‌اند. بدنه هر یک از ایوان‌ها نیز سه طاقچه متقارن دارد که در مجموع تالار را دارای ۶۴ طاقچه کرده است. ایوان‌های تالار دارای پوششی ضربی و نیم‌دایره است و هنوز بر فراز آن آثار پنجره‌ای که جهت روشنایی تعبیه شده، دیده می‌شود. با این که کاخ دارای چهار مدخل است که به رواق‌های اطراف آن راه دارد، ولی تنها ورودی اصلی آن از جبهه شمالی و فضای باز کاخ صورت می‌گرفته که در حدود ۳۵ درجه با شمال جغرافیایی انحراف دارد. صحن مرکزی کاخ پذیرایی مربعی است به طول ۲۳×۲۳ متر مربع که هر یک از جرزهای تشکیل دهنده مربع پاطاق قوس، ۷ متر مربع ضخامت دارد. گرداگرد تالار را رواقی به پهنای ۲/۳۰ متر احاطه کرده است. از درون چهار ایوان کاخ، درگاه‌ها به راهروها متصل شده است. در زاویه شمال غربی این رواق راهی به معبد سردابه‌ای شکل آناهیتا منتهی می‌شود. راهرو جنوبی نیز در انتها به ایوان‌های موزاییک ضلع غربی و شرقی راه می‌یابد. راهرو شمالی نیز به فضای باز و تفرج‌گاه ضلع شمالی معبد و کاخ منتهی می‌شود. طرح این تالار که برای نخستین بار در معماری ساسانی ظهور کرده، چنان مورد توجه قرار گرفته که پس از آن تمام آتشکده‌ها را برساس این طرح احداث کرده‌اند. ج. کیل معتقد است که «این تالار چهار ایوانه در فضایی باز ساخته شده بوده».
رواق جنوبی تالار تشریفات به پهنای ۲۷۵ سانتی‌متر است در حالی که دیگر رواق‌ها دارای ۲۳۰ سانتی‌متر پهنا هستند. این اختلاف پهنا به جهت عملکرد ارتباطی رواق جنوبی با سایر جای‌ها در کاخ است چنان که از ضلع جنوبی شرقی به ایوان موزاییک مرتبط می‌شود. این رواق در ضلع جنوبی غربی و تا حوالی تالار تشریفات امتداد یافته، در این نقطه موازی با این دالان، رواق دیگری به فاصله ۵ متری رواق جنوبی وجود دارد که دیواری به قطر ۲۲۰ سانتی‌متر است که حد فاصل دو راهرو بوده و ورودی آن در دالان غربی تالار تشریفات و در انتهای آن واقع شده است. این راهرو دارای ۲۰ متر طول و دو متر عرض است و با سه طاقچه طاق‌نما شکل که حاشیه آنها به صورت شیاری گچبری شده، به صورت رواقی است که اطراف ایوانی را احاطه کرده و به صورت قرینه ایوان موزاییک شرقی است. از همین رواق جنوبی سه درگاه به درون ایوان موازییک غربی باز می‌شود. این رواق از ضلع شرقی و غربی به اندازه طول ایوان در حدود ۶۵/۱۶ متر با دو ردیف طاقچه‌های تزیینی در برابر درگاه‌هایی که به ایوان گشوده می‌شوند، امتداد می‌یابد. این طاقچه‌های مستطیل شکل، در ارتفاع ۷۵ سانتی‌متری از سطح ایوان ساخته شده‌اند و هر یک ۴ متر ارتفاع و ۱/۲۰ متر پهنا و ۶۰ سانتی‌متر عمق دارند. این طاقچه‌ها همانند درگاه‌های دوره هخامنشی است.

بیشابور

در انتهای راهروهای شرقی و غربی تالار، دو ایوان مفروش به موزاییک وجود داشته است. این دو ایوان با طاق هلالی، دارای فرشی از سنگ‌های رنگین است که بر روی آن نقش و تصویر خنیاگران و گیاهان نشان داده شده است. این ایوان موزاییکی، مشرف به حیاطی است مستطیل شکل با ابعاد ۲۳×۲۰ متر. این حیاط دارای ستون‌هایی است که به نقش‌هایی از انسان و گیاه تزیین شده و به وسیله راهروهایی به دیگر قسمت‌ها، متصل می‌شود. نزدیک کاخ سه ایوانی، مشرف بر همین حیاط، کاخ دیگری بر پا بوده است. چند تخته سنگ پراکنده که با نقوش برجسته حکاکی شده‌اند، سوارانی در حال حمله و اشخاصی را که ایستاده‌اند، نمایش می‌دهد. کاخ شاپور علاوه بر گچبری‌های متنوع همچون گیاه و گل و نقوش هندسی و انسانی با نوعی رنگ اخرایی نقاشی شده است. موتیوهای مختلف گچبری نظیر برگ اکانت (کنگر) برگ مو و نقوش تزیینی به صورت طرح‌های چلیپا شکل و خطوط شکسته به صورت آرایشی، استفاده پالمت‌ها و موتیوهای تزیینی اعم از گل و گیاه، بوته و برگ و نقوش هندسی یا تلفیقی و نیز پرندگان و حیوانات به سبک و شیوه‌های منفرد یا به صورت گچبری روی بدنه‌ها و یا به صورت قالبی به کار گرفته شده است. بر فراز نمای اصلی کاخ از طرح‌های تزیینی کنگره‌ای نظیر کنگره‌های هخامنشی، با ترکیب نقوش گوناگون گچبری شده، استفاده شده است. بر روی برخی از نعل درگاه‌ها و بر فراز ورودی‌ها نیز نوعی گچبری صورت گرفته است که برای این منظور قالب‌های چهارگوش که درون آنها دارای طرح‌های گوناگون تزیینی بوده، مورد استفاده قرار گرفته و فریزه‌های بالای اتاق‌ها و زیر گریو گنبد را معمولاً با گچبری‌های زیگزاکی (درهم و برهم) و یا شکل‌های منظم (دندانه موش) مزیّن ساخته‌اند. در ترکیب موتیوهای مختلف گچبری و نقاشی قطعه‌ای وجود دارد که با برگ و بوته کنگر گچبری شده و نقش قلب‌هایی معکوس بر روی آن پشت سر هم قرار گرفته است.

 هم چنین در بنا از نوعی طرح‌های تزیینی استفاده شده که به صورت قالب‌های دایره شکلی است که درون آنها با گل و برگ‌های مختلف گچبری شده است. این نوع طرح‌های مدور تزیینی تا اواخر دوره سلجوقی مورد استفاده قرار گرفته است. سقف ایوان‌ها با گچبری‌های آکانت و نقوش برجسته اژدها که برای اولین بار در گچبری ظاهر شده، تزیین شده است، در اطراف طاقچه‌ها گچبری‌های دندانه‌ای به طور منظم و در داخل آنها از خشت‌های قالبی گچبری شده با طرح‌های چلیپا یا سواستیکا استفاده شده که احتمالاً از هنر رومی تأثیر پذیرفته است. در دو طرف ورودی کاخ در پشت جرزهای ضخیم پاکارتوس‌های طاق، دو پشتبند الحاقی قطور به صورت قرینه وجود دارد که موجب کاهش پهنای رواق و تنگ شدن دالان و مشکل عبور و مرور در این رواق شده است. به نظر می‌رسد که ایجاد این دو پشتبند درون دالان شمالی به جهت تقویت جرزهای گنبد صورت گرفته است. حجم سنگین گنبد و رانش به سمت شمال، شکاف‌هایی در آن به وجود آورده که برای جلوگیری از این رانش، به ساختن این پشتبندها در راهروی رواق شمالی کاخ پرداخته‌اند. تالار پذیرایی یا تشریفات تا اواخر دوره نرسی پسر شاپور هم چنان پا بر جا بوده است. به علت وسعت زیاد این بنا برخی تصور کرده‌اند که این بنا دارای گنبد نبوده، در کاوش‌ها و خاکبرداری این محل نیز، بقایای فرو ریخته گنبد هم به دست نیامده است، اما وجود این دو پشتبند که جهت تقویت جرزهای پاطاقی به علت حجم سنگین گنبد ایجاد شده، بیانگر وجود گنبد در این تالار است. در زمان نرسی شکافی در گنبد سقف ایجاد شده و احتمالاً در دوره دوم بیشابور به کلی فرو ریخته است. پس از آن نیز با ایجاد دیوارهای الحاقی در جلوی ایوان‌ها، آنها را به صورت منازل مسکونی درآورده‌اند و محوطه کاخ نیز به عنوان صحن حیاط مورد استفاده قرار می‌گرفته، چنان که چاهی به عمق ۷ متر به عنوان فاضلاب در روی اولین کف رنگین کاخ حفر شده است. این حیاط در دوره دوم تا اواخر دوره ساسانی مورد استفاده قرار گرفته و در صدر اسلام نیز همین ایوان‌ها به صورت کوچک‌تری (در حدود ۸ متر مربع) به عنوان منازل مسکونی مورد استفاده قرار گرفت. آثار باقی مانده این منازل در ایوان جنوبی و غربی قابل مشاهده است.
ایوان موزاییک: این ایوان دارای ۲۵/۱۱ متر طول و ۶/۱۰ متر عرض است. با طاق هلالی شکل پوشش یافته و صحن داخلی آن با موزاییک‌های رنگین و طرح‌های تزیینی مفروش است. برای این منظور ابتدا کف ایوان مسطح شده، سپس قشری در حدود ۱۰ سانتی‌متر با ملاطی چون ساروج به صورت زمینه و آستری پوشیده شده و سپس دانه‌های سنگ‌های الوان درون ملاط قرار گرفته است. این موزاییک‌ها دارای تصاویر گل و بوته، نقش انسان، حیوان و نقوش هندسی است. کف‌پوش موزاییک ایوان به دوران ساخت ایوان تعلق ندارد و کف اصلی آن در عمق ۱۰ سانتی‌متری قابل مشاهده است. کف اصلی ایوان پس از شفته‌ریزی و زیرسازی با قلوه سنگ‌های کوچک و نوعی ملاط قرمز رنگ ساروج مانند، همانند تالارهای تخت جمشید پوشیده شده است. فرش موزاییکی کف ایوان در دوران مرمت و بازسازی در آن به کار رفته است که احتمال می‌رود این کار در سال ۲۵۱م همزمان با فتح انطاکیه صورت گرفته باشد چرا که تصاویر منقوش بر موزاییک‌ها به خصوص در ایوان شرقی از موتیو موزاییک بیزانسی تأثیر پذیرفته است. موزاییک‌های منقوش به علت مسکونی بودن این منطقه در دوره اسلامی از بین رفته است، اما آن چه که باقی مانده است، نواری است از یک ردیف موزاییکی به پهنای ۱۳ سانتی‌متر از دانه سنگ‌های سفیدرنگ و حاشیه‌ای به پهنای دو سانتی‌متر از موزاییک‌های سیاه و ۵ سانتی‌متر دانه‌های سفیدرنگ و یک ردیف دو سانتی‌متری از سنگ‌های سیاه که در مجموع حاشیه‌ای به پهنای ۲۲ سانتی‌متر را تشکیل می‌دهد. پس از حاشیه ۲۲ سانتی‌متری، نقوش رنگین بخش درونی ایوان را مزیّن ساخته است.سطوح جانبی این ایوان نیز مزیّن به تزیینات گچبری، ستون نماها و نقاشی‌های رنگین است که سرستون‌ها همه از بین رفته‌اند، اما فرم پایه ستون‌ها نشان می‌دهد که احتمالاً از نوع گلدانی شکل بوده، روی آنها نیز با رنگ‌های قرمز و زرد و حاشیه سیاه لاجوردی رنگ‌آمیزی شده است. قطعاتی از گچبری‌ها با برگ اکانت در ایوان یافته شده که احتمالاً مربوط به ساقه این ستون‌ها می‌باشد. علاوه بر این رنگ‌ها، در این ایوان از رنگ سبز نیز استفاده شده، اما سطوح جانبی همانند تالار تشریفات پوشیده از رنگ قرمز اخرایی است. هم‌چنین در این ایوان مجسمه‌های گچی رنگین به دست آمده که احتمالاً درون طاقچه‌ها قرار داشته‌اند. مرواریدهای سه ردیفه دور پیشانی سر مجسمه شبیه به نقش برجسته‌های شاپور بن اردشیر (۲۷۲ـ ۲۴۱) است. اطراف ایوان با ستون‌هایی از نوع ستون‌های هخامنشی با پایه ستون‌های زنگی شکل شیاردار و سر ستون‌های ولوت دار نوع ایونیک ساخته شده از گچ به شکل شبه ستون، پوشیده شده است. حیاط موزاییک نیز مستطیل شکل است و سطوح آن با طاقچه‌ها و ستون نماها (پیلوس‌ها) مزیّن شده است. هم‌چنین در این مکان نقوش بزمی و رامشگران در مقیاس کوچک نقش شده است. ایوان موزاییک در حدود ۶۰ سال پیش توسط گیرشمن حفاری و کشف شده است.
بنای اسلامی: در خاکبرداری‌های اخیر، در ضلع شمالی شهر بیشابور، بقایای یک مسجد یا مدرسه علوم دینی به دست آمده که طرح آن همانند بناهای آل بویه است. نقشه اولیه این بنا، در تغییرات دوره دوم، یعنی پس از وقوع زلزله، به صورت چهار ایوانی درآمده است. چنان که فضای باز مورب که به طول ۷/۱۱ متر بوده و با ۶ پایه ستون سُلجمی‌شکل، احداث شده و هریک از این پایه ستون‌ها، بر روی پایه مکعب شکلی که به اشکال مختلف حجاری شده، قرار گرفته است. در مقابل ایوان شمالی، یک پایه ستون و قرینه آن در ضلع جنوبی نیز، یک پایه ستون سنگی و درمقابل ایوان شرقی دو پایه ستون سنگی و در مقابل ایوان غربی، دو پایه ستون سنگی نصب شده است. بدین ترتیب پایه ستون‌های بدنه شمالی و جنوبی و پایه ستون‌های ضلع شرقی ـ غربی، در حاشیه صحن مسجد به صورت قرینه ساخته شده است. با آن که این ستون‌ها در اثر آتش سوزی صدمه دیده، اما هم‌چنان پابرجاست. ایوان غربی با طول ۶ متر و عرض ۵/۳ متر مقابل ایوان شرقی در نزدیکی شبستان مسجد قرار گرفته و در دو طرف ایوان غربی، دو اتاق قرینه ساخته شده است. درون ایوان شمالی و جنوبی، سکوهایی احداث شده است. ایوان جنوبی که در قرینه ایوان شمالی است، در حدود ۵۰ سانتی‌متر بلندتر از سطح دو ایوان دیگر است به گونه‌ای که پله‌ای به طول و عرض ۳۰×۶۵ سانتی‌متر و ارتفاع ۲۵ سانتی‌متر، در جلو آن قرار گرفته است. محراب در نزدیکی ایوان غربی و در محوطه‌ای به طول و عرض ۲×۵/۲ متر ساخته شده است. گرچه معماری اولیه این بنا صدمه دیده است، اما پایه‌های ستون‌های سنگی با کتیبه‌های قرآنی آمیخته با نقش گل و گیاه رنگی موجود در ایوان شمالی، هم چنان پابرجاست. در نزدیکی ایوان جنوبی که شبستان مسجد قرار گرفته، راهرویی به محوطه مناره مسجد یا مدرسه ختم می‌شود. این مکان به صورت دو منحنی ساخته شده که یکی از دیگری بزرگ‌تر است. از محوطه بزرگ‌تر جهت تحصیل و تدریس مردان و از محوطه کوچک‌تر جهت تحصیل و تدریس زنان استفاده می‌شده است.
قلعه شاپور: در داخل تنگ چوگان (—> تنگ چوگان) بر فراز دو نقش سمت راست بر فراز کوه آثار قلعه ویرانه ای از گچ و سنگ باقی مانده که اتاق ها و راهروهای متعددی دارد. این تنها یک راه ورودی دارد. در بین این راه چندین برج و سنگر کوچک برای حفاظت راه ساخته شده است. این قلعه را «قلعه دختر» نیز می‌نامند.
دیگر آثار بیشابور: آثار تاریخی دیگری که در بیشابور یافته شده عبارت است از:
الف : یک کتیبه که در سال ۱۳۱۸ توسط گیرشمن کشف شد.
ب : دو کتیبه که در وقایع شهریور ماه ۱۳۲۰ ضمن غارت اموال هیأت فرانسوی در شاپور از بین رفته است. بر این دو کتیبه عبارات زیر نگاشته شده بود:
۱. [این‏] پیکره مزداست.
۲.بغ نرسه [است‏].
۳. شاهنشاه.
۴. ایران و انیران.
۵. که چهر (نژاد) از یزدان [دارد].
۶. پسر مزداپرست بغ شاپور.
۷. شاهنشاه ایران.
۸. وانیران که چهراز.
۹. یزدان [دارد] پسر بغ.
۱۰ و ۱۱. اردشیر شاهنشاه.
ج: چند قطعه موزاییک به دست آمده از یکی از تالارها که در موزه ایران باستان تهران وموزه لوور فرانسه نگاهداری می‌شود.
د: تکه‌هایی از یک مجسمه مرمری مربوط به دوران ساسانی و بعضی مسکوکات و قطعات برنزی و مرمری.
ه .: تنگ چوگان —> تنگ چوگان
و : غار شاپور غار شاپور —> غار شاپور
ز : مجسمه —> غار شاپور
ح : نقوش برجسته تنگه چوگان تنگ چوگان‏ —> تنگ چوگان
از دوره ایلامی نیز در بیشابور آثاری یافته شده که بیانگر قدمت زندگی انسانی در این ناحیه است. سه تراشه از تراشه‌هایی که در سطح شهر قدیمی مورد حفاری واقع شده، مربوط به آثاری از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد و متعلق به اقوام ایلامی بوده است. این امر بیانگر اهمیت این منطقه پیش از ساسانیان است.
نوشته تاریخ‌نویسان اسلامی درباره شاپور: تاریخ نویسان بعد از اسلام که شهر شاپور را در زمان خود دیده‌اند، هریک بر آن شرحی نوشته‌اند.

بیشابور

ابن حوقل مورخ نیمه اول قرن چهارم هجری می‌نویسد: «شاپور شهری است بزرگ به اندازه شهر استخر ولی از آن آبادتر و پر جمعیت‌تر و مردمانش توانگرند».

مقدسی که در نیمه دوم قرن چهارم آن جا را دیده می‌نویسد که: «شهر رو به ویرانی است و اهالی از آن جا کوچ می‌کنند و به کازرون می‌روند. با این حال باز در آن زمان شاپور شهری پر نعمت بود. نیشکر و زیتون و انگور در آن فراوان به عمل می‌آمده و انواع میوه‌ها از قبیل انجیر و یاسمن و خرنوب آن فراوان بود، قلعه آن دنبلا نامیده می‌شد و بارویش چهار دروازه داشته که عبارت بوده‌اند از دروازه هرمز، مهر، بهرام و دروازه شهر. مسجد جامع آن در بیرون شهر بود و مسجد دیگری هم داشت موسوم به مسجد خضر یا مسجد الیاس».

 ابواسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی الاصطخری معروف به کوخی متوفی ۳۶۴ه..ق در کتاب مسالک الممالک وصف کوره شاپور را که که در زمان او آباد بود، چنین آورده است: «کوره شاپور شهرهای بزرگ آن جا کازرون و خره (شاید جره صحیح باشد) و نوبندجان و شهرهای آبادان است. گل سنگ و گچ به کار برند. کازرون چون نوبندجان باشد و کازرون استوارتر و آبادان‌تر و درست هواتر است و هوای کازرون از هوای همه پارس بهتر است. آب از چاه خورند میوه و خصب فراوان بود و در کوره شاپور، کازرون و نوبندجان از همه پر نعمت‌تر است».

مؤلف کتاب حدودالعالم می‌نویسد: «بشاور شهری است توانگر و از گرد وی یکی باره داشت شاپور خسرو کرده است اندر وی دو آتشکده است که آن را زیارت کنند و به نزدیک وی کوهی است که بر آن کوه صورت هر ملکی و موبدی و مرزبانی که پیش از وی بوده است، نگاشته‌اند و سرگذشت‌های ایشان بر آن جای نبشته است و اندر حد وی کوهی است که از وی دودی همی برآید که هر مرغی که بالای آن رود، بپرّد، بسوزد و بیفتد».

کازرون به نزدیک دریای یون است، شهری است بزرگ و آبادان و با خواسته‌ای بسیار و اندر وی دو آتشگاه است که آن را بزرگ دارند».